نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

نگاه مادری حتّی به هیزم میکند زهرا و آتش را پُر از گلهای گندم میکند زهرا مراقب بود در آتش نسوزد چادرش شاید که زینب را در این چادر تجسّم میکند زهرا به گوشَت خورده آیا آب آتش را بسوزاند؟ میان موجی از آتش تلاطم میکند زهرا ملائک کودکی را از میان شعلهها بردند و با آهنگِ لالایی تکلّم میکند زهرا دلیل زندگی را در تماشای علی میدید علی را در شلوغی ناگهان گم میکند زهرا **** تو که میسوختی محسن عجب آغوش گرمی داشت از این غم هیچ کس مثل رباب آتش نمیگیرد **** با کینهی بسیار شهیدش کردند با آتش و مسمار شهیدش کردند بین در و دیوار به دنیا آمد بین در و دیوار شهیدش کردند
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد