نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

خانهبهخانه منّت انصار را کشید مانند کوه پشت علی بود غیرتش این از نجابتش که گرفته ز کور رو رفته به جنگ چهل نفر این است شجاعتش ماندم چگونه بر در خانه لگد زدند جبریل با اجازه میآمد به خدمتش از سیلی به صورت زهرا گذر نکرد محشر درست کرد خداوند بابتش تا گفت: ذابَ لَحمی، علی صِرتُ کَالخیال حال علی خراب شد از شرح حالتش تا دست او شکست غرور علی شکست کم میرود به خانه علی، از خجالتش زهرا سپرد تشنه نماند لب حسین مانند چوب خشک شد آخر وصیتش با بازوی شکسته خود دوخت پیراهن اما به دست شمر هدر رفت زحمتش *مادرش دوخته با زحمت بسیار سنان مادرش دوخته با دست شکسته نکشید مگر این پیراهن کهنه بهایی دارد؟ قبله این سوست همینطور رهایش نکنید آخر این کشته مظلوم خدایی دارد* * * * * ذکر دلم مدح و ثنای علیست حال خوشم حالوهوای علیست ذات الهی که مرا خلق کرد هرچه به من داد ولای علیست خلوت من جلوت من با علیست دار و ندارم همه یک یا علیست * * * * ندیده غیر خدا اول زمانش را نرفته غیر نبی اوج آسمانش را سری نمانده که از وصف او نرفته ز هوش نمانده گوشی که نشنیده داستانش را به خاکبوسی این خانه دلخوشیم اما خدا کند که نگیرند آستانش را به آن دهان که متاعی به جز علی دارد بگو که تخته کند تا ابد دکانش را اگر رسول نگوید علی ولیالله خدا نمیشنود لحظهای اذانش را کسی که در وسط کارزار پیغمبر هزار مرتبه پس داده امتحانش را کسی که کند در قلعه را به دست اما به زور زانوی خود خرد کرد نانش را نه استخوان گلویش نه خار در چشمش فراق یار جوانش برید امانش را بهجز علی چه کسی نیمهشب تکوتنها به دست خویش کفن کردهاست جانش را شکست پهلوی مادر شکست فرق پدر خدا به خیر کند چوب خیزرانش را
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد