نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

الهی بمیرم این روزا تب داره مادر الهی بمیرم این شبا تا صبح بیداره مادر درد داره اما لبخند میزنه خیلی به فکر فردای منه، مادره دیگه میسوزه از تب چیزی نمیگه امشب و هر شب، چیزی نمیگه، مادره دیگه دنیا برا من شیرینه تا وقتی سایهش رو سرمه، دنیای من مادرمه فاطمه مادرمه و فاطمه مادرمه و... الهی بمیرم که چه زود پیر شده مادر الهی بمیرم انگار از دنیا سیر شده مادر با اینکه روی پاهاش ورمه هر جای خونه دور و برمه، مادره دیگه از درد بازوش چیزی نمیگه از زخم پهلوش چیزی نمیگه، مادره دیگه دنیا به دردام تسکینه تا وقتی سایهش رو سرمه، دنیای من مادرمه فاطمه مادرمه و فاطمه مادرمه و...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد