تصویر حاج محمود کریمی - گیسو

گیسو

[ حاج محمود کریمی ]
چه بگویم، نگفته هم پیداست
غم این عشق مگر یکی و دوتاست
به همم ریخته‌ست گیسویی
به همم ریخته‌ست مدّت‌هاست

یا برگرد یا آن دل را برگردان
یا بنشین یا این آتش را بنشان
آه ای جان آخر تا کی سرگردان
آه ای جان، آه ای جان

*****
چه امیدی پس از تو در دل هاست
همه گویند عمر دست خداست
ترسم از زندگی بعد از توست
مثل لب‌تشنه‌ای که در صحراست

یا روح من را بیرون کن از تن
یا برگرد کین ماندن شد جان‌کندن
دلتنگم عشق من

*****
چه بساطی شده‌ست در خانه
همه شمع و علی‌ست پروانه
بوی خون است روی دست من
بوی یاس است بر روی شانه

یا در خانه با زینب گریانم
یا شب‌ها در کوچه سرگردانم
می‌بینی حیرانم

*****

یا اباالفضل برادرت تنهاست
تیر و نیزه مگر یکی و دوتاست
به همم ریخته‌ست فرق سرت
سر تو روی شانه‌ی زهراست

می‌مانی با پیکر صدپاره
می‌مانم سرگردان و آواره
می‌میرد شیرخواره

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد