
آفرین بر این امانت داریات باغبان تا یاس پرپر را گرفت اشک خجلت چشم حیدر را گرفت آن شب که فلک شراره میریخت وز چشم قمر ستاره میریخت مولا ز فراق خونجگر بود از هر شب خود غریبتر بود تابوت حبیبهاش به دوشش خاموش و بر آسمان خروشش میسوخت ز اشک بیصدایش تابوت گریست از برایش میسوخت به یاد آن شهیده میرفت به قامت خمیده دنبال آن جنازه با دلی چاک هر چند فتاده بر خاک یک دست بهسوی حیّ منان دست دگرش به دوش سلمان مقداد بر او نظاره میکرد تقدیر غمش ستاره میکرد میریخت سرشت بر هزارش میکرد نگه به قبر یارش کای قبر، امید حیدر هست این پاکیزه گل پیمبر هست این جانان من است این تن پاک آرام ببر بگیرش ای خاک او صدمهی بیشمار دیده او در پس در فشار دیده اکنون که تو گشتهای مزارش زنهار! دگر مده فشارش از چشم ز جان خویشتن بست بگرفت جنازه را سرِ دست جان بر سرِ دست خود نهاده تنها و غریب ایستاده دیدند برای اوّلینبار لرزید علی در آن شب تار کس نیست جنازه را بگیرد ای وای اگر علی بمیرد ناگَه دل شب در آن بیابان از قبر دو دست شد نمایان کِی رفته فرو به بهر حیرت وی مظهر اقتدار و غیرت من صاحب این امانت هستم بسپار گل مرا به دستم آن شب که چو گل ز هم شکفتی زهرای مرا ز من گرفتی بر دست تو دست او نهادم کِی یاس کبود بر تو دادم؟ ***** یا محمّد، از رُخَت شرمندهام فاطمه جان داده و من زندهام از شماتت کردن دشمن مپرس از سهساله دخترت، از من مپرس شد سرت یک نیمه شب مهمان او با وصالت بر لب آمد جان او مُرد در ویرانه و من زندهام بیرقیّه آمدم، شرمندهام ****** هرچند آستین به دهان گریه میکنند امّا صدای زینب کبری به من رسید از بس غریب بودم و بیکس به وقت دفن تسلیت از خدای تعالی به من رسید تقسیم کار خانه به نفع علی نبود ای وای من، که شستن زهرا به من رسید ****** هرکه مست است، مست روی علیست هرچه مستیست، از سبوی علیست تاک را کاشت با دو دست خودش باده یک قطره از وضوی علیست ای که میپرسی آمدم ز کجا بر تنت گرد و خاک کوی علیست معنی أینَ ما تُوَلّو چیست؟ هر طرف رو کنید، روی علیست هو علی، هو علی، علی هو هو دو جهان غرق های و هوی علیست او خدا نیست، نه خدا او نیست که خدا هم در آرزوی علیست از علی آمده است، هرچه که هست بازگشت همه به سوی علیست ****** من که هر کس گرهای داشت، کمک از من خواست گرهای خورده به کارم، که ندانم چه کنم در رَه مسجد و خانه به زمین خوردم من از همان لحظه شده ورد زبانم، چه کنم؟