بر در این خانه با دست تهی در می‌زنم

بر در این خانه با دست تهی در می‌زنم

[ علی اکبر زادفرج ]
بر در این خانه با دست تهی در می زنم
بی پر و بالم خدا را تا کجا پر می زنم

گریه کرد و یاعلی گفت و به کامم ریخت شیر
بوسه از روی ادب بر پای مادر می زنم

گر می جنت بجوشد از زمین و آسمان
من فقط زهرائی‌ام ساغر ز کوثر می‌زنم

هرکسی دارد پناهی هر کسی کوبد دری
من امیرالمؤمنین را حلقه بر در می‌زنم

آنقدر در می‌زنم گر بر رویم در وا نشد
بار دیگر بار دیگر بار دیگر می‌زنم

از دم گهواره تا دم تابوت ذکرم یا علی‌ست
دم ز حیدر دم ز حیدر دم ز حیدر می‌زنم

******

مگر نه اینکه نجف شاد می‌کند ما را
بیار باده که مشتاق ساغرم یارا

به ساحل آمدگانیم و تشنه، این ساقی
شراب می‌کند از لطف آب دریا را

طرب کنید و به یک کوزه اکتفا نکنید
به کوزه‌ای نتوان طی نمود صحرا را 

تویی علی که همه سنگریزه‌ها دُر شد
به عشق فاطمه هر جا گذاشتی پا را

تویی علی که خدا گر به خاطر تو نبود
کنار نیل رها کرده بود موسی را

 تویی علی که نیاورده وحی را جبریل
چونانکه فاش نموده‌ست نقطه‌ی با را

ضریح نیست سراسر شراب انگور است
به جان فاطمه تر کن علی لب ما را

 *******

خم از غدير خم و مي مي ولاي علي‌ست
وگرنه صحبت ساقي و جام و باده خطاست

به آن نبي که علي را وصيّ خود فرمود
به آن نُبي که تمامش ثناي آن مولاست

ثواب نيست ثوابي که بي ولاي علي است
نماز نيست، نمازي که بي علي برپاست

شکسته باد، دهاني که بي علی باز است
بريده باد زباني که بي علي (ع) گوياست

به آيه آيه‌ي قرآن بحق پيغمبر
که راه غير علي مرگ و نيستيّ و فناست

اگر تمام خلايق جدا شوند از او
خدا گواست که راه تمام خلق خطاست

مرا به روز قيامت به خلد کاري نيست
بهشت من همه درصورت علي پيداست

حديثي از دو لب مصطفي مراست بياد
به آب زر بنويسم اگر رواست رواست

خدا گواست پي دشمن علي نروم
حلال زاده رهش از حرامزاده جداست

*******

دهان وا می‌کنم انگار گوهر می‌زند بیرون
در آن ساعت کز آن اوصاف حیدر می‌زند بیرون

تَخَیُّل می‌کنم حولِ علی سر می‌رود بالا
قلم در دست می‌گیرم، غزل پَر می‌زند بیرون

کدامین شاه را سفره‌ست از نان و نمک تنها
که با صد بسته بر نعلین از در می‌زند بیرون

به مسجد گر برای خطبه خواندن پای بگذارد
ز مسجد کِل‌کِشان از شوق منبر می‌زند بیرون

علی آمد به قصد فتح، قربان قدم‌هایش
به استقبال او در خود ز خیبر می‌زند بیرون

علی قصد شفاعت گر کند در روز رستاخیز
صدای من منِ شیطان ز محشر می‌زند بیرون

مرا با اوست وقت جان سپردن وعده‌ی دیدار
بیاید روحم از شادی ز پیکر می‌زند بیرون

*******

(یا حیدر یا علی مولا)

با مدحت غصه شعف شد
خاک درت شد هرکه خلف شد

سنگی که شد متوسل
با نظر تو در نجف شد

مانده علی زیر زبانم
مزه‌ی انگور تو

می‌شود از اهل بصیرت
هرکه شود کور تو

خلق شده عالم امکان
یک‌سره از تور تو

حیدری و بنده نوازی
خلق بیازند و تو نازی

می‌سپارم دست تو دل را
راضی‌ام از آنچه تو سازی

(یا علی مولا، علی مولا)

پربازدید ترین شعر مدح محرم و صفر امیرالمؤمنین (ع)

محبوب ترین محرم و صفر امیرالمؤمنین (ع)

محبوب ترین علی اکبر زادفرج

نظرات