مست نجف عاشق اینه بره پیوسته نجف نمیشه از دست گدا خسته نجف هر چی که بخوایو علی تُو مضیفش داره ماه نجف حال همه خوبه توی راه نجف همه میدونن که شَهنشاهِ نجف کلید آسمونا رو توی کیفش داره پس مست بشید برید روی ابرها به روی عرش اعلیٰ درِ خونهی زهرا بالا بالا بالا بالا بالا پابست بشینید جلوی در مثل قند مکرّر هی بگید با قنبر مولا مولا مولا مولا مولا حیدر شمعه و منم پروانه مولانا علی علی مولانا... ***** دُرّ نجف رفت توی دست هر کی شد حُرّ نجف خب نفَس شیطونو میبُرّه نجف واسه همینه حلالزاده دور علیه کرده نجف مَردمو سرمست ابَرمَرد نجف ای بخوره تُو سرشون درد نجف به کوری سه نفرشون علی اوّلیه نهجالبلاغه شد کلامش کلّ خَلقه رامش وادیالسَّلامش شروعِ یک تولّد دوبارهست سوره به سوره کّل قرآن اومده به ایران با دست حسنجان حقیقت اینه دوّمی چکارهست حیدر حیدر حیدر حیدر حیدر...
تو نیشابور هستم ولی با این مولودی رفتم نجف