اوج اقتدار مولانا علی میرِ شَهسوار علی عزت و شرف، قَتّالُ العرب شیرِ لافرار، مولانا علی شَهِ دُلدُل سوار، یَعسوبِ دین علی امیرُالانبیا، مَسند نشین علی ولی اللهِ ما، محبوبُ العارفین امیرالمومنین، حَبلُ المتین علی قدم میزنه طوفان به پا میکنه سر از پیکر دشمن جدا میکنه همین بس که تا شمشیر به دست میگیره شب و روز دشمن رو سیاه میکنه مولانا علی... شاه لَم یَزَل مولانا علی اَحلی مِن عسل مولانا علی ای فراتر از توصیف بشر بیمثل و بدل مولانا علی شَهِ مشکلگشا، فتح المبین علی امیر الانبیاء، حصن حَصین علی اسداللهِ و فاروق اعظمه وصیُ المصطفی، حقّ الیقین علی علی باده و من هم خمار علی سرم تا دَمِ مرگم به دار علی علی کعبه و عالم به دور علی میگرده فلک دور مدار علی مولانا علی... حسن جانم حسن ضربه رو برم چه بی تردیدِ یه غضب کنه زمین لرزیده تو جمل چقدر سر و صدا شده واسه کیه اینقدر ترسیده چه یلی به به ضرب الاجلی به به دست و سر میزنه بی معطّلی به به پای هر ضربهاش دائم وسط میدون سینهو میده جلو میگه علی به به نعرههاش جلیِ به به عجب یلیِ این صدای غرّش شیر نر علیِ عین بی عقلیِ جنگیدن باهاش خدایی یه تنه کلّ سپاه والی الولیِ حسن جانم حسن طلحه بدجوری شده آشفته داره سکته میکنه میافته وقتی که حسن میتازه حیدر مطمئنم به حسینش گفته زد زمین به به میزنه کمین به به داداشت حسن چه میکنه ببین به به میبینی حالا قطع بر یقین بابا شتر اون زنه میخوره زمین به به اینقدر دلیرِ دشمنو کرده خیره نعره جنگیدنش خدایی بینظیره داره هی نشون میده که اومده به میدون انتقام سیلی فاطمه رو بگیره حسن جانم حسن
به به جانم مولا