حسن مولا حسن مولا حسن مولا حسن مولا... جار زدن نداره بیچارهست اونی که امام حسن نداره هیچجا وطن نمیشه کلّ عالمو جمع کنن، امام حسن نمیشه ماهِ روشنِ شبای دلم ای خاک تو انتهای دلم روزی نیست که اسمتو نبَرم آقای دوشنبههای دلم بیا عطا رو ببین، قبلهنما رو ببین خیره شو تو چشم امام حسن، خدا رو ببین همین که تیغ حسن، دراومد از تو غلاف به دست و پا افتادنِ شترسوارو ببین حسن مولا حسن مولا حسن مولا حسن مولا... اگه حرم نداره اما هیشکی مثل حسن، کرم نداره به قدری دلنشینه کلّ عالم دور سفرهی امام حسن میشینه تو سینهم یه صحنه جای دلم اسمت رو میگه صدای دلم روزی نیست که اسمتو نبَرم آقای دوشنبههای دلم تَه مرامه حسن، علیَ الدوامه دلم من ایستاده میمیرم به احترام حسن تمام عزّت من، فقط همینه و بس علی امام من است و منم غلامِ حسن