کعبه تنها نه زادگاه علیست در نجف نیست خاک او کعبه است سجده آوردهایم سمتش چون اولین سینهچاک او کعبه است مَلکُ الموت پیشمرگش بود او که شاگرد و ذوالفقار علیست خلقت اهل بیت کار خداست مابقی هرچه هست کار علیست گاه شد مظهرِ خدا و گاه شد مظهرِ علی من علی را در خدا دیدم خدا را در علی روز اول از خودش یک نور واحد خلق کرد نیم آن شد مصطفی و نیمهی دیگر علی این سر قرآن علی و آن سر قرآن علی حق کتابی را فرستاده است سرتاسر علی مینویسم از ازل ظاهر علی باطن علی مینوسیم تا ابد اول علی آخر علی ظاهرش این بود در معراج الله و رسول بود اما باطناً الله پیغمبر، علی او خودش جای خودش نامش چنان مشکل گشاست که شفاعت میکند فردای محشر هر علی یا اَبا آدم اَبا شُبَر اَبا زینب علی همسرِ زهرا، علی داماد پیغمبر علی شهریار و شهسوار و بندهی پروردگار حضرت دُلدلسوار و خواجهی قنبر علی انبیاء دست توسّل بر عبایش داشتند انبیاء هر چند بالایند، بالاتر علی گر زبانزد هست گرمای بیابانِ نجف میدمد خورشید از چاک گریبانِ نجف سفرهی مولاست گر پهن است هر جا سفرهای عرش هم باشیم مگر هستیم مهمانِ نجف نیست مدیون کسی الّا علی و فاطمه هر کسی که رفت زیر دِین ایوان نجف به قنوت ما نمیآید عقیقِ هیچ جا میخرم انگشتر از مُلک سلیمانِ نجف ما سر و جانیم بدهکارِ بتول و حیدریم سر به قربان مدینه، جان به قربان نجف علی سِرّ نهان و آشکار است خدایی ناز شست کردگار است علی خود معنی صوم و صلاة است و ذکرش باقیاتُ الصالحات است علی تطهیر و تکبیر و قیام است علی هم رکعتین و هم سلام است علی دست خدا در آستین است علی تنها صراط راستین است علی عیسی و موسی و شعیب است علی گنجینهی اسرار غیب است علی انجیل و تورات و زبور است علی سرمنشاء تکثیر نور است علی نهر شراب سلسبیل است علی بر خلقت عالم دلیل است علی استاد جبریل امین است که مولایم امیرالمومنین است بیهوده نیست همسفر آماده میکنند اسپند را به پشت در آماده میکنند این فاطمه قرار شد اُمّ البنین شود بر دامنش اگر پسر آماده میکنند قربان شدن فقط و فقط کار عاشق است تا چشم شور هست سر آماده میکنند دیگر برای دلهره جای نمانده است در بیشهزار شیر نر آماده میکنند در آسمانِ فاطمه چون روز روشن است وقتی برای شب قمر آماده میکنند آیینهی علیست مبارک کند خدا حقّاً عجب یلیست مبارک کند خدا دریادلِ قبیلهی دریایی آمده تنها برای منسب سقّایی آمده صد مُرده زنده میشود اما به امر او فرمانروای مُلک مسیحایی آمده اصلا بعید نیست قیامت به پا کند وقتی که با چنین قد و بالایی آمده زهرا از آسمان کبودت نگاه کن دور و بر علی چه پسرهایی آمده عباس به مقام خودت افتخار کن زینب برای گفتنِ لالایی آمده تو آمدی و ماه شب مادرت شدی شاگرد اولِ ادب مادرت شدی بال و پری زدی که بامت ردیف شد دانه بهانه سفرهی دامت ردیف شد ما از خجالت کرمت درنیامدیم پشت در آمدیم کرامت ردیف شد تاثیر لقمهی پدر و شیر مادر است هرجا که ثبتنام غلامت ردیف شد دست تو شانه، شانهات عرش رقیه است معراح رفتنت زِ قیامت ردیف شد ای چارهساز بین همه چارهسازها با تو پناه چهار امامت ردیف شد استادِ درس رزم بنیهاشم آمده ساغر به دستِ بزم بنیهاشم آمده علقمه موت شد عکس قمرش ریخت بههم دستش افتاد زمین بال و پرش ریخت بههم تا که از گیسوی او لختهی خون ریخت به مَشک گیسوی دخترک منتظرش ریخت بههم خوشا آن که سر میکند با اباالفضل اباالفضل آری شگفتا اباالفضل ندارد به تن دستی و دستگیر است چه ها میکند دست تنها اباالفضل کجا خوبتر از حرم تا حرم هست؟ که آنجا حسین است و آنجا اباالفضل پدر بی تو تنهام این را که گفتم به آهی به من گفت: آه اباالفضل نترس از جهان پُر از شمر داری امام زمانی سراپا اباالفضل مبادا که تنها بماند حسینم حسینم غریب است، امضا اباالفضل قلم بر صفحه و سرگردان عشق است و دفتر سفرهدارِ خوان عشق است یتیم شهر مکه شد پیمبر همان که صاحب قرآنِ عشق است اگر گفتند ابتر کور بودند که زهرا گوهر تارانِ عشق است پسر عمّهش اَبَ الاَیتام آن که خودش بابای فرزندان عشق است کریم و مهربان و دست و دلباز حسن بانیِ هر احسان عشق است و آن نامی که سرخطِ جنون است عجیب است اینکه بیمار است سجّاد دوای درد بیدرمانِ عشق است امام باقر آن علّامهی دهر دبیر دانشآموزانِ عشق است کسی که از دست صادق آب خورده است مریدِ مرد باایمانِ عشق است کلید باب حاجات است کاظم **** به أبی انتَ و اُمّی یا علی ابن موسی الرضا آمدم بگُم که گدا نمیخِی؟ یا که اصلا غلامسیاه نمیخِی؟ یک بارم تو با زبون ما بگو نوکرم راستی کربلا نمیخِی؟ دورم از کربلا بابام میگه که نکنه از امام رضا نمیخِی؟ مو مریض خود خود خودتم نسخه بنویس بگو شفا نمیخِی؟ روضهخونِ بیدست و پا نمیخِی؟ میخِی از بوی سیب برات بخِنِم؟ بره شیب الخضیب برات بخِنِم نکنه ما رو انتخاب نکنی یا بِخِی نوکرت حساب نکنی به همه پز دادم که همسادتم خودمانیم مارو خراب نکنی **** رئوف و مهربان آقاست، مَردم علی موسیالرضا سلطان عشق است جوانیام فدای نوجوانش جواد است و بلاگردانِ عشق است دل ایرانیان شد هادیآباد بمیرم خانهاش ویرانِ عشق است زِ حلمش شیعه جانی تازه دارد امام عسکری جانانِ عشق است میآید آخرین فرزندِ زهرا مزرعهی عاشقان به بار میآید گریهی ما یک زمان به کار میآید پای پیاده کنار جاده نشستم منتظرم دارد آن سوار میآید؟ حرف بزرگان ما دو تا شدنی نیست او که بگوید سر قرار میآید اهل کرم بر فقیر سخت نگیرند با دلت کنار میآیند
عالللللللللللللللللللللی
به به جانم علی
اجرکم عنده الله
احسنتم تبارک الله انفسکم! اجرکم عند امیرالمومنین🌻