گمان کن که با کعبه همسایهای پیِ حفظ چندین هزار آیهای و حتّی اگر غرق در سرمایهای بدان بی علی پَست و بیمایهای خود کعبه هم میرود صبح و شام به دیدار حیدر علیهِ السلام علی نزد حق است و حق با علیست مسیر إلی الله تنها علیست مپرس از چه ذکر لب ما علیست عبادت همین گفتنِ یا علیست اگر که خدا خواندنِ او بد است بشر خواندنش کفرِ صد در صد است همیشه خدا بوده همصحبتش به محراب خَم شد فقط قامتش خدا نیز در پاسخ طاعتش به او دختری داد شد زینتش ندیده فلک این چنین دختری که بر خلق عالم کند سروَری از افلاک تا خاک پرواز کرد برای برادر کمی ناز کرد در آغوش او چشم خود باز کرد سپس پردهبرداری از راز کرد چنین گفت چشمش به ماه منیر امیری حسینٌ و نعمَ الامیر نگاهش دوای تب پنجتن حضورش چراغ شب پنجتن چه بنویسم از کوکب پنجتن شده قبلهام زینبِ پنجتن به طغیان کشانده جنون مرا به پایش بریزید خون مرا چه خوب است امشب خدا خواستن طلا نه، دلِ مبتلا خواستن هر آنچه که خوب است را خواستن خلاصه فقط کربلا خواستن تمام سحر ذکر یا رب بگو همه حاجتت را به زینب بگو چنان مادرش عالِمه زینب است به بیت علی قائمه زینب است به غمهای او خاتمه زینب است پس از فاطمه، فاطمه زینب است زمان دعا نوحه دَم دادهام خدا را به زینب قسم دادهام چو با او کسی همنشین میشود یکی از بزرگانِ دین میشود یکی مثل اُمّ البنین میشود که روزی قمرآفرین میشود به اُمّ البنین مرحمت کرده است اباالفضل را تربیت کرده است اباالفضل حالا هوادار اوست اباالفضل ماهِ شب تار اوست اباالفضل امروز علمدار اوست و کار دفاع از حرم کار اوست خوشا آن که او انتخابش کند فداییِ زینب خطابش کند **** در برج ولایت است کوکب، زینب علّامهی نارفته به مکتب، زینب گفتم به خِرد یگانهی دوران کیست؟ بیپرده دوبار گفت: زینب زینب زینب زینب...