نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای جان جهان، جهان جان ادرکنی قیّوم زمین و آسمان ادرکنی احیاگر صد دم مسیحا الغوث یا حضرت صاحب الزّمان ادرکنی ***** گمان کن که با کعبه همسایه ای پی حفظ چندین هزار آیه ای و حتّی اگر غرق سرمایه ای بدان بی علی پست و بی مایه ای خود کعبه هم می رود صبح و شام به دیدار حیدر (علیه السّلام) علی نزد حق است و حق با علیست مسیر الی الله تنها علیست مپرس از چه ذکر لب ما علیست عبادت همین گفتن یا علیست اگر که خدا خواندن او بد است بشر خواندنش کفر صد در صد است همیشه خدا بود هم صحبتش به محراب خم شد فقط قامتش خدا نیز در پاسخ طاعتش به او دختری داد شد زینتش ندیده فلک اینچنین دختری که بر خلق عالَم کند سروری از افلاک تا خاک پرواز کرد برای برادر کمی ناز کرد در آغوش او چشم را باز کرد سپس پرده برداری از راز کرد چنین گفت چشمش به ماه منیر امیری حسینٌ و نعم الامیر نگاهش دوای تب پنج تن حضورش چراغ شب پنج تن چه بنویسم از کوکب پنج تن شده قبله ام زینب پنج تن به طغیان کشانده جنون مرا به پایش بریزید خون مرا چه خوب است امشب خدا خواستن طلا نه دل مبتلا خواستن هر آنچه که خوب است را خواستن خلاصه فقط کربلا خواستن تمام سحر ذکر یا رب بگو همه حاجتت را به زینب بگو چنان مادرش عالمه زینب است به بیت علی قائمه زینب است به غم های او خاتمه زینب است پس از فاطمه، فاطمه زینب است زمان دعا نوحه دم داده ام خدا را به زینب قسم داده ام چو با او کسی همنشین میشود یکی از بزرگان دین میشود یکی مثل ام البنین میشود که روزی قمر آفرین میشود به امّ البنین مرحمت کرده است ابالفضل را تربیت کرده است اباالفضل حالا هوادار اوست اباالفضل ماه شب تار اوست ابالفضل امروز علمدار اوست و کار دفاع از حرم کار اوست خوشا آنکه او انتخابش کند فدایی زینب خطابش کند ***** بهترین خواهرِ دنیا زینب زهرهی حضرت زهرا زینب همه پَستند و معلّی زینب همه خاکند و مطلّا زینب قبلهی قبله نماها زینب زده امشب به سرم شور نجف پای من وا شده در طورِ نجف منمو مستی انگورِ نجف مات کرده همه را نورِ نجف نور بخشیده نجف را زینب شبِ یلدایِ علی گشته سحر کوثر آورده به دنیا کوثر حق مبارک بکند پیغمبر رحمتِ خانه که باشد دختر رحمتِ خانهی مولا زینب عشق تا روز ابد حیرانش عقل آشفته و سرگردانش صبر زانو زده بر عنوانش کشتی کربُ و بَلا سکانش نیست دستِ کسی، الاّ زینب مردتر از همه در وقتِ جدال کعبهی حلم و حیا نفس کمال پی توصیف مقامش همه لال زینبی کیست خدای متعال جبل الصّبر خدا یا زینب مانده در حسرت رویش خورشید سخنش آیهی قرآنِ مجید پدری زینت اینگونه ندید آنکه زد بر دهن شوم یزید ماندهام بود علی یا زینب از حسین پر ز بقیه خالیست حکمت عالَم زردانی چیست غیر این قصّه نبودهاست و نیست تا خدا گفت خدای همه کیست همه گفتیم خدایا زینب دامنی قرص قمر پرور داشت از رقیّه چه کسی بهتر داشت این سه ساله شرفی دیگر داشت پرچم آل علی را برداشت پس رقیّه شده حالا زینب گرچه او صابرهی عالَم بود تکیهی محکم آقا هم بود قدش از داغ برادر خم بود مَحرم شاه، چه بی مَحرم بود بی برادر شد و تنها زینب روز و شب یادِ بیابان میکرد گریه بر آن تن عریان میکرد گله از خار مغیلان میکرد یادِ ویرانه فراوان میکرد ای فلک قهر شدی با زینب ای فلک داغ برادر دیدم شمر را دست به خنجر دیدم کوچه بازار مکرّر دیدم من از اینها غم بدتر دیدم ****** کائنات افتادهی دام علیست خضر هم لب تشنهی جام علیست نام مولا زینت عرش است اگر نام زینب زینت نام علیست
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد