از غلام خانه‌اش مولا اگر یادی کند

از غلام خانه‌اش مولا اگر یادی کند

[ حاج محمدرضا طاهری ]
از غلام خانه‌اش مولا اگر یادی کند 
از محالات است بنده میل آزادی کند 

از خرابات است چیزی به رعیّت میدهند 
حیف از آنکه، مستمندی قصد آبادی کند 

رونق سائل یقینا در سماجت کردن است 
سائل درمانده حق دارد که فریادی کند 

دست خالی را کریمان بیشتر پُر می‌کنند 
شکر حق سائل از این لطف خدادادی کند 

به خودش رنگ خزان هرگز نبیند هر کسی 
در بهار زندگانی رو به این وادی کند 

شیعه باید با غم آل عبا غمگین شود 
با سرور و شادی این خاندان شادی کند 

شیعه زهرا و حیدر بهترین امتند 
زینبیون باز هم جشن ولادت دعوتند 

*** 
وعدۀ کوثر خدا از عرش اعلی داده است 

زینب کبری که نه زهرا، به زهرا داده است 
فاطمه سر تا به پا و فاطمه پا تا به سر 

راضیه، مرضیه، هانیه، به حورا داده است 
مادری را دختری پرهیزکار و مؤمنه 

مادری را دختری در اوج تقوا داده است 
هم نفس، همراه، همدل، همنشین و همزبان 

به علی مرتضی اُمِّ اَبیها داده است 
مادر عیسی کجایی به علی و فاطمه 

حضرت حق مریمی با دو مسیحا داده است 
آسمان از برکتش بار دگر جانی گرفت 

با غبار مقدمش رونق به دنیا داده است 
زیین اَب خواندش خدا بین تمام دختران 

نام زینب زینتی بر نام بابا داده است 
گاه می‌گوید حسین و گاه می‌گوید حسن 

یعنی از بدو تولد دل به آنها داده است 
زانوی هر کس در این دنیا رکاب او نشد 

پس قدمگاهش عجب شأنی به سقا داده است 
در دم و در بازدم‌هایش برکت جاری است 

بانویی که روزیِ یک عمرِ ما را داده است 
غصۀ عیدی ندارم در دل خود تا ابد 

شک ندارم که برات کربلا را داده است 
سال‌ها در سایۀ الطاف او آسوده‌ام 

ریزه خوارِ عمۀ سادات زینب بوده‌ام 
*** 

مدح او را باغزل با مثنوی باید سرود 
نذر او صد مثنویِ معنوی باید سرود 

بهترین ها را همیشه بهترین ها لایق اند 
بهتر از سعدی و شمس و مولوی باید سرود 

شاه بیت آفرینش دختر شیر خداست 
در رسایش مصرعی اما قوی باید سرود 

از نیاز دنیوی که بی‌نیازم کرده است 
پس به شوق هدیه‌های اُخروی باید سرود 

"کربلا خواهی اگر از زینب کبری بگیر" 
این غزل را پشت مرز خسروی باید سرود 

در تمام عمر تسلیم ولایت بوده است 
دفتری از این شکوه پیروی باید سرود 

چادرانِ مادر ما انقلابی زینبی است 
سال‌ها از فتنه‌های پهلوی باید سرود 

از غروب سرخ عاشورا که روزی بگذریم 
از طلوع سبز صبح مهدوی باید سرود 

"اَردبیل اَهلی دوار ایری واردات زینبی" 
شعر را شیوا به سبک "مُنزوی" باید سرود 

"آنکه با عشق حسینی گشته همدم زینب است 
آنکه با سِرّ شهادت بوده مَحرم زینب است 

مُدعی هرگز نزن بیهوده لاف عاشقی 
این حسین، تنها یک عاشق دارد آنهم زینب است" 

*** 
لطف بسیارش گدای آستانم می‌کند 

دست اعجازش سلیمان زمانم می‌کند 
با تَولی با تبری این دو بال عاشقی 

شور عشقش رهسپار آسمانم می‌کند 
عشق بیماری است، یک بیماری فوق جنون 

که مرا رسوایِ نزد این و آنم می‌کند 
عشق گاهی یک چمدان دل شده سوی حرم 

عشق کم کم عاشقی بی خانمانم می‌کند 
عشق گاهی سربندی به پیشانی من می‌بندد و 

شب به شب در زینبیه دیده‌بانم می‌کند 
در دفاعِ از وطن یا در دفاعِ از حرم 

بی‌نگاه رحمتش بی‌بی نشانم می‌کند 
تا نسوزد سرپناهِ خواهری در شعله‌ها 

عشقِ به خدمت مرا آتش نشانم می‌کند 
گاه در شام و عراق گاه قلب پایتخت 

داغ هجران رفیقانم خزانم می‌کند 
بی‌گمان مویی که من با عشق او کردم سپید 

می‌رسد روزی که در محشر جوانم می‌کند 
عشق من را حنجری کرب‌و‌بلایی می‌دهد 

عشق روزی صادق آهنگرانم می‌کند 
عشق من را می‌نشاند بر فراز منبر و 

شصت و نه شب نذر زینب روضه خوانم می‌کند 
کربلا با چشم خود دیده است، زینب سیر شد 

غصۀ قدکمان آخر کمانم می‌کند 
هر دل آشفته‌ای که غرق در تاب و تب است 

بی‌قرارِ روضۀ بی‌مادریِ زینب است 
***

پربازدید‌ترین‌های شعر مدح حضرت زینب (س)(اعياد و ولادت‌ها)

محبوب‌ترین‌های حضرت زینب (س)(اعياد و ولادت‌ها)

محبوب ترین‌های حاج محمدرضا طاهری

نظرات