آنکس که نشان داد به ما راه نجف را

آنکس که نشان داد به ما راه نجف را

[ ابوالفضل بختیاری ]
آن‌‌کس که نشان داد به ما راه نجف را
یارب برسان بر سرِ او شاه نجف را 
ای عشق بِدَم نفحه‌ی درگاه نجف را 
ای شوق ببین شعله‌ی جانکاه نجف را 

باید دَمِ ایوان نجف گفت که زینب 
تبریک به سلطان نجف گفت که زینب

زینب بنویسید و بخوانید حسین است 
زینب همه‌ی عمر بدانید حسین است
این محمل عشق است بمانید حسین است
این نقشِ مبارک بنشانید حسین است

تکرارِ حسن، یا که به تکرار حسین است
می‌گفت علی: فاطمه، انگار حسین است

آن‌قدر در اوج است به‌ کس کار ندارد 
همسایه‌ی دیوار به دیوار ندارد
جز لطف و عنایات حسن‌وار ندارد 
پیغمبر عشق است که اِنکار ندارد 

یک شیرزن از بیشه‌ی احرار رسیده 
ای کرب‌وبلا حیدر کرار رسیده

وقتی که قرار است تو باشی همه هستند 
با تو همه سوگند که با فاطمه هستند 
آری همه حیران چنین عالمه هستند
عشاق به دنبال تو در زمزمه هستند 

ای حضرت زهرای علی جان سَنَ قوربان
ای اُمِّ ابیهای علی جان سن قوربان

گیرم که یزید است کنار تو قلیل است 
یا ابن زیاد است! فقط ابن علیل است 
گیرم که بُوَد شام به پای تو ذلیل است 
هرچند که در چشم تو هر زخم جمیل است

تلفیق حسین و علی و فاطمه از توست
بین الحرمین آنچه که دارد همه از توست

نه وقت تعلل، وَ نه هنگام شتاب است 
این صبر علی صبر نه، آیات عذاب است 
بازیچه‌ی ما فاتح و سجیل و شهاب است 
تا چشم گشایند تل آویو خراب است

امضاء زده آرامش ما مرگ شما را
ای ظلم بچش وعده‌ی شمشیر خدا را

میراث حرم چادری از جنس بهشت است 
هر رشته‌ی این روسری از نور سرشته است 
آری حرمت از دل ما خشت به خشت است 
در کرب‌وبلا نامِ تو را عشق نوشته است

باید که فقط از دمِ تو یاد بگیریم 
حقِّ علی از این همه بی‌داد بگیریم

ما خیس‌ترین زائر باران شماییم
مدیون نفس‌های شهیدان شماییم 
در زینبیه بر در ایوان شماییم 
بیهوده نبوده است پریشان شماییم

وقتی که پریشان تو شد خون خدا هم
شرمنده‌ی تنهایی تو کرب‌وبلا هم

ای ابر بباران به پریشانی زینب
ای باد بسوز از دل طوفانی زینب
خونآبه شو ای اشک زِ حیرانی زینب 
از بی‌کسی و بی سر و سامانی زینب

از تیغ  نه از داغ جوان بود که اُفتاد
ای وای عزیزت نگران بود که اُفتاد

نظرات