سنگا امونتو بریده‌اند

سنگا امونتو بریده‌اند

[ ابوالفضل بختیاری ]
سنگا امونتو بریده‌اند 
اسبا مگه تو رو به روی خاک ندیده‌اند

ای نفسم، بریده‌ای چقدر
ای غزلم، قصیده‌ای چقدر
مثل عسل، کشیده‌ای چقدر

آه بی‌جوشن به دردسر افتادی
ماه من به زیر پا جون دادی

گل یاسمنم، سَرو صنوبر شده‌ای
پدرت نیست ببیند چه دلاور شده‌ای

پای تو موقع رفتن به رکابم نرسید
چه گذشته‌ست به تو قاسم دیگر شده‌ای

مَکِش این‌قدر دوتا پاشنه‌ی پا به زمین
باعث هلهله و خنده‌ی لشکر شده‌ای

پدرت زنده نبود و به تنش تیر زدند
تو نفس می‌کشی از تیر پُر از پَر شده‌ای

قاسمم یا من خمیده جسم تو را خیمه می‌برم
یا زیر سُمِ اسب تو قد کشیده‌ای

به روی دست من بدن توست و یا موم عسل
وای با لانه‌ی زنبور برابر شده‌ای

فکر کردم که اباالفضل زمین افتاده
با قد و قامت عباس برابر شده‌ای

نظرات