
تا لالهگون شود کفنم، بیشتر زدند از قصد روی زخم تنم، بیشتر زدند قبل از شروع ذکر رجز، مشکلی نبود گفتم که زادهی حسنم، بیشتر زدند این ضربهها، تلافی بدر و حنین بود گفتم علی و بر دهنم بیشتر زدند از جنس شیشه بود مگر استخوان من دیدند خوب میشکنم، بیشتر زدند میخواستند از نظر عمق زخمها پهلو به فاطمه بزنم، بیشتر زدند تا از گُلم، گلاب غلیظی در آورند با نعل تازه بر بدنم، بیشتر زدند دیدند پا ز درد روی خاک میکشم در حال دست و پا زدنم، بیشتر زدند