تیغِ اَبروی تو زورِ بازوی تو قِبلهی قلبم شده کَعبهی مَه رویِ تو دل گِرِه خورده بَر زِلفِ تو در تویِ تو قاسم عزیزَالله آید از کویِ تو عطرِ خوش بویِ تو تکیهگاهِ من شده قامَتِ دلجوی تو دل گِرِه خوره بَر طرّهی گیسوی تو قاسم عزیزَ الله (دوباره یَل آمده نَعرهی حیدری از چند مَحَل آمده) ۲ در پِیِ اَدای یک خَیرُالعمل آمده بِینِ دشمن همه گفتند عَجَل آمده قاسم حسن ای تو عقیقِ یَمَن، قاسمو قاسم علی ضَربهی تو اَزرَق شِکَن قاسمو قاسم قَمَر سَروَری اِی باثَمَر قاسمو قاسم حسین عِصمَت و اِی باجگر (یاقاسم مَدَد یاقاسم) ۲ ذکرِ روی لبه دل به تاب و تبه ذکرِ شیرین قاسم تَسبیح روز و شبه غیرتِ هاشمیت دلخوشیِ زینبه قاسم عزیزَالله قدِّ رعنای تو سَرو طوبای تو رفته به بابات حسن جلوهی زیبای تو خونِ کل دشمن ریخته به پای تو قاسم عزیزَالله دوباره یَل آمده شاه بیتِ همه اَبیاتِ غزل آمده پسرِ صَف شکنِ جنگِ جَمَل آمده (در پِیِ مَقصَدِ اَهلا مِن عسل آمده) ۴ قاسم هدف گوهر و دُرّ و صدف قاسمو قاسم تویی مَظهَرِ شاهِ نجف، قاسمو قاسم عسل زادهی خَیرُالعمل قاسم و قاسم شُده رزمِ تو ضرب المثل قاسم عزیزَالله
یا شاهزاده قاسم