نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

قلّهی غیرت تویی اوج تَجَلّی احساس جلوهی حیدر توی معرکه حضرت عبّاس هرکس اومد رو بهروی قمر افتاده، زمین بدون سر تو چشماش نمیشه نگاه کرد وقتی که غضب کنه قمر تو شمشیر نمیخوای فقط یک نگاه کن یه طوفان بهپا کن حریفت میفته از پا تو شمشیر نمیخوای تو حیدر نشونی رجز که بخونی قیامت میشه تو صحرا لقمان زانو زد به ادب در خونهی عبّاس رقیّه دیده آسمون رو، رو شونهی عبّاس این زلزله است یا نعرهی یَلی عبّاسه یا مرتضی علی رو در روش کسی اگه بیاد نابود میشه بیمُعَطَّلی تو جوشن نمیخوای تو سینه سپر کن به دشمن نظر کن میلرزه ستون لشکر تو جوشن نمیخوای خودت ذوالفقاری حریفی نداری تو کَرّاری مثل حیدر به ذره گر نظر لطف بوتراب کند به آسمان رَوَد و کار آفتاب کند (ابوفاضل عبّاس)
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد