نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

یه زائری زده رو به سایهی کرمت نشسته روی زمین تو ورودی حرمت دستام آخه به پنجره فولاد خورده بازم دم دل گرم یه زیارت تو منو برده بین خودمون باشه نفسام کم آورده شلوغه حرمت دست وپام شده گم فقط اینو میگم انا سائلکم یه کم نگام میکنی خوشیم همین یه کم است امام رضا رو دارم اون یکی به جای همه است تو مثل بقیه نبودی که بری از یاد نقاره نبودم کرمت رو بزنم داد پیشت زبونم قفله یه کلام خونت آباد متوسل به یه مشهد و قم تو امام منی انا سائلکم السلطان اب الحسن علی بن موسی الرضا علی و صل الله علی الباکین علی الحسین هر دری بسته شود جز در پر فیض حسین این در خانهی عشق است که باز است هنوز حسین آقاجان بر دلم بود شوم زائر بین الحرمین مادرم بود مسبب که ادا سازم دین پدر آهسته گفت مرا که دور عین هر دری بسته جز در پر فیض حسین این در خانهی عشق است که باز است هنوز حسین آقاجان نیست آن کس که به نام تو عسل نوش نگشت قصه ی تو که جنین است مدهوش نگشت یاد تو از دل تاریخ فراموش نگشت دشمنت کشت ولی نور تو خاموش نگشت آری آن جلوه که خواهی نشود نور خدا حیسن آقاجان
هنوز نظری ثبت نشده