نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

خواهند اگر ببخشند از مُجرِمی، گناهی اوّل وِ را نوازَند با سوز و اَشک و آهی دریای عَفو جوشَد، از اشکِ دردمَندی اوراقِ جُرم سوزد، از آهِ صبحگاهی اینجا گناه بخشند، کوهی به کاه بخشند بیچاره من که باخود، ناوَرده پَرِّ کاهی با اینکه روسیاهم، با این همه گناهم مشتاقِ یک نگاهم، مولای من نگاهی از من بُوَد گُنَه، زشت، از توست عَفو، زیبا ای عَفو از تو زیبا، اَلعفو یااِلهی عُمری گناه کردم، دل را سیاه کردم من اشتباه کردم، یارَب چه اشتباهی دامنِ آلوده و روی سیاه آوردهام گرچه آهی در بَساطم نیست، آه آودهام هرچه هستم هرچه بودم، بر کسی مربوط نیست بر امامِ مهربانِ خود پناه آوردهام
هنوز نظری ثبت نشده