بهشت زمین صحنهای رضاست
محمدحسین پویانفرپسندیدن23
بازدید87.4K
بهشت زمین صحنهای رضاست هوای حریمش عجب جانفزاست به هر درد دشوار نامش دواست به دل آنکه آیینهی حق نماست علی بن موسی الرّضاست شدم حاجی از طوف سلطان طوس دخیلم برم بار شمس الشّموس چه نامیست نامش انیس النفوس یکی هست با هر دلی آشناست علی بن موسی الرّضاست قسم بر نم اشک رخسارها به آقایی صاحب چارهها عیان است از صوت نقارهها برای من آنکس که کهف الوراست علی بن موسی الرّضاست کریم است هم در حسب هم نسب به ما مرحمت میکند بی سبب به وصف و به عنوان و ذکر و لقب چهکس عالم اهلبیت ولاست علی بن موسی الرّضا المرتضاست شده بهترین ذکر دنیا علی تسلای جان احبّاء علی اگر خسته جانی بگو یا علی که چون مرتضی آنکه مشکل گشاست علی بن موسی الرّضا المرتضاست توسّل نما کنج صحن عتیق چه سهل است اینگونه طی طریق برات سفر را بگیر ای رفیق کریمی که بانی کربوبلاست علی بن موسی الرّضا المرتضاست به امر رضا گریه کن بر حسین بزن ناله با قلب مضطر حسین به روی زمین ماند بی سر حسین امامی که بیتاب آن سر جداست علی بن موسی الرّضا المرتضاست به یاد حسین و تن درهمش به یاد حصیر و به یاد غمش دو پلکش شده زخم از ماتمش کسی که دلش خون از این ماجراست علی بن موسی الرّضا المرتضاست علی بن موسی الرّضا المرتضی ***** قربان قدومت که بالین من آیی صدبار بیایم که تو یک بار بیایی در سماوات بانگ غم دادند بی کسی را دوباره سم دادند چه غریبی که دور از وطن است پارهی قلب جمع پنج تن است زهر را خورده است و پا شده است چقدر شکل مجتبی شده است مثل زهرای خورده بر مسمار دست خود را گرفته بر دیوار وسط راه میخورد به زمین گاه و بیگاه میخورد به زمین میرود حجره دست و پا بزند صورتش را به خاکها بزند وقت آن است آب آب کند مثل جدّش به خون خضاب کند گرچه در بیکسی نفس زده است پسرش آخر سر آمده است باز هم شکر پیرهن دارد چندتا چندتا کفن دارد نیزهای نیست داخل دهنش سایهبان مانده است بر بدنش دخترش در حصارش نیست نظری سمت خواهرانش نیست خاتمش دست ساربانی نیست دست مأمون که خیزرانی نیست پسرش را ندیده روی عبا قطعه قطعه نچیده روی عبا خنجری زیر حنجرش نرسید ته گودال پیکرش نرسید حجرهاش را گرفته سوز حسین نیست روزی شبیه روز حسین **** آه ریّان پشت اسمش بنویس عطشان آه ریّان جد ما به خاک و خون غلطان شیب گودال و شاه بی ردا وا محمدا، وا محمّدا عمه جان رو به مدینه زد صدا وا محمدا، وا محمّدا لا اقل صیدتو رو به قبله کن شمر حوصله کن اول بکش و بعد هلهله کن شمر حوصله کن **** گردیده بود قنفذ همدست با مغیره او با غلاف شمشیر آن تازیانه میزد **** تو آن حسین غریبی که عصر عاشورا جهان مصالحه کردی به کهنه پیرُهنی **** به جون مادرم دوست دارم تا دم آخرم دوست دارم یا حسین