
حاصل عمر فقیران خرج سلطان میشود دست رنج مور تقدیم سلیمان میشود مشق هر روز و شب ما نام شیرین رضا خضر پای درس او طفل دبستان میشود (ظرف ما ظرفیتش در حد آهوها نبود) ۲ خواب دیده کهف را روزی نگهبان میشود مثل کفش پارهای تحویل میگیرد مرا دردهای کهنهام اینجاست درمان میشود مهربانیهای پدر مادر و هم مهر او آدم از لطف رئوف طوس حیران میشود ریشههای معرفت در صحن جامع جمع شد گاه عقلم در حریمش کوه عرفان میشود (پادشاهان جهان در ملک مشهد نوکرند هر شهنشاهی مگر شاه خراسان میشود) ۲ (رو به ایوان رضا هو میکشم یا مرتضی) ۲ بس که تصویر نجف اینجا نمایان میشود یا رضا گفتیم یا معصومه جان تعبیر شد زعفران داریم تبدیل به سوهان میشود صحن این خواهر برادر اعتبار خاک ماست مشهد و قم آبروی کل ایران میشود خطهی مشرق غروبی را به خود هرگز ندید نیمه شبها گنبدش خورشید تابان میشود چارهی بیچارگی باب الجواد کوی اوست هر که هر چه شد به دست این پسرجان میشود نالهی یابن الشبیهش قاتل جان من است چشم حیوانات با این آه گریان میشود داد میزد جد ما با کام عطشان ذبح شد آن تن بی سر که رفته رفته عریان میشود استخوان سینهای در زیر سمها نرمشد