امامی به این مهربانی ندیدم نگاری به این دل ستانی ندیدم و چون این حرم آستانی ندیدم که در چشم عالم کند خودنمایی تو مولا علیّ بن موسی الرّضایی ***** سخت است پیش چشم پسر دست و پا نزن جان جواد مادر خود را صدا نزن حالا که زهر شیرهی جان تو را کشید آتش به جان این جگر مبتلا نزن بالاسرت جواد و اباصلت آمدند پس بین حجره نالهی وا غربتا نزن از شانهی جواد خودت هم کمک بگیر بر روی خواهش پسر خویش پا نزن گرچه به یاد مادرت آتش گرفتهای پیش جواد حرفی از آن کوچهها نزن قدری بنوش جرعهی آبی و اینهمه با یاد کربلا طرفی آب را نزن آقا عبا بکش به سر اطهرت ولی حرف از عبای کشتهی کربوبلا نزن باید عبا به وسعت یک دشت آورم در یک عبا که پیکر تو جا نمیشود