
سخت است پیش پای پسر، دست و پا نزن جانِ جواد، مادر خود را صدا مزن حالا که زهر شیرهی جانِ تو را کشید آتش به جان این جگرِ مبتلا مزن از شانهی جواد کمی هم کمک بگیر بر روی خواهشِ پسر خویش، پا مزن گرچه به یاد مادرت آتش گرفتهای پیش جواد، حرفی از آن کوچهها مزن قدری بنوش جرعهی آبی و این همه با یاد کربلا، طرفی آب را مزن *** ریان بن اشبیب، جدما رو غریب گیرآوردن ریان بن اشبیب، آبو واسه حبیب دیرآوردن تو شیب گودال، سرازیر شد(حسین پیر شد) ۲ آخ تـه گودال، زمینگیر شد(حسین پیر شد) ۲