جنس بنجل که گفته‌اند منم

جنس بنجل که گفته‌اند منم

[ حسین طاهری ]
جنسِ بُنجُل که گفته‌اند منم
خوب‌ها را ز بد سوا کردند 
تا به خود آمدیم، فرصت رفت 
ما رسیدیم، سفره تا کردند 

به مرامت قسم که بیجا نیست 
انتظاری که از شما دارم 
جنسِ بد بیخِ ریشِ صاحب‌هاست
به همه گفته‌ام تو را دارم

کم مگر گریه کرده بودم که 
سهمم امسال بی‌قراری شد 
مانده از کربلا و رانده ز طوس
اشک‌هایم دوباره جاری شد 

هرکسی از عزیز جا مانده 
وضعِ زارش همیشه غمگین است 
حرفِ معصومه است، باور کن 
روضه‌هایِ فراق سنگین است 

چقدر خواهری برایت کرد 
آخرش تو غریب جان دادی 
جایِ دامانِ خواهرت بر خاک 
سَرِ خود را تکان تکان دادی

بر سَرِ خود عبا کشیده‌ای و 
بینِ آن حُجره دست و پا زده‌ای 
جایِ شکرش هنوز هم باقی‌ست
مادرت را اگر صدا زده‌ای 

من خبر دارم از شهیدی که 
نتوانست دست و پا بزند 
آخرش هم نشد که مادر را 
محضِ یک‌بار هم صدا بزند 

به دو علت نشد، یکی اینکه 
طفلِ شش‌ماهه را زبانی نیست 
دومین علتش هم این بوده 
در گلویِ بُریده جانی نیست 

همه‌یِ آرزویِ مادرها 
روزِ دامادیِ پسر این است 
پسرش را بغل کُنَد مادر 
بس که این اتفاق شیرین است 

حیف، سهمِ رباب از اصغر 
نیمی‌اش پشتِ خیمه‌ها افتاد 
نیمی از سهمِ دیگرش صدبار 
بی‌تعادل به زیرِ پا افتاد

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه امام رضا (ع)(شهادت‌ها)

محبوب‌ترین‌های امام رضا (ع)(شهادت‌ها)

محبوب ترین‌های حسین طاهری

نظرات

محمد سبحان وجدیمحمد سبحان وجدی

عالی و حرف نداری