
آی سلطان باوفای قدیم باز کن در روی گدای قدیم نوکر رو سیه که رو سیهاست آن رضا هم همان رضای قدیم خوب بودم ولی عوض شدهام آمدهام با حیای قدیم جای من را ندادهای به کسی که نشستم دوباره جای قدیم اصلا انگار قوم و خویش همیم بیشتر شد برو بیای قدیم با حواد ور ضا رفته تشبیح نخ نمای قدیم شهدا جایتان حرم جایتان خالی دل من لک زده برای قدیم من ضرر کردم وعقب ماندم از رفیقان بی ریای قدیم به علی خستهام نجف برسان برسان یا علی قوای قدیم من جدیدا نرفتهام به عراق کربلا نیست کربلای قدیم ای که جدت قدیم الاحسان است گریه کردی ز روضه های قدیم تشنه بودی به خویش پیچیدی جسم تو سوخت از دمای قدیم زهر خوردی لگد نخوردی تو

هرشب گوش میدم و میخوابم چقد آرامش بخشه