نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دوست دارم که ترک لاف کنم خلوتی رفته اعتکاف کنم تا شوم مُحرِمِ حریمِ دمشق کعبهی عشق را طواف کنم سخن از کاف و هاء و یاء گویم صحبت از عین و شین و قاف کنم حرف از معنی حجاب زنم یاد از بانوی عفاف کنم اولین حرف وآخرین مطلب اَلسَُلام علیک یا زینب السلام ای ملیکهی الدنیا السلام ای شفیعهی عقبی السلام ای نبیرهی یاسین السلام ای نتیجهی طاها السلام ای سلالهی الحیدر السلام ای سلیلهی زهرا السلام ای حسن ز پا تا سر السلام ای حسین سر تا پا بُردهای نورِ عین و عین نور تو از این پنج نور فیض حضور ای تو ناموس ایزدِ متعال مایهی افتخار احمد و آل فاطمه عصمت و علی خصلت مجتبی سیرت و حسین کمال ای حریم تو احسنُ المَأمن وی مَدیح تو افضلُ الاَعمال دم ز تو میزنیم در همه دم یاد تو میکنیم در همه حال ای که یادت نمیرود از یاد پدر و مادرم فدای تو باد فاطمه زاده و علی حسبی علوی زاد و فاطمی نسبی کرمت شامل رجال و نساء حرمت مستجار شیخ و نبی ای ملقب به زِینِ أب ، زینب تو سزاوار ِاینچنین این لقبی زینبت خواندهاست گرچه خدا به خدا زین جدّ و امّ و اَبی ای تو آئینه صفات حق عفت تام ، عصمت مطلق خطبه هایت مبلغ مکتب گریه هایت مروج مذهب از تو باید سرود در هر روز بر تو باید گریست در هر شب چه بگویم که در رسالهی عشق عشق فتوا دهد بر این مطلب با ادب ، با وضو بباید برد نام عُلیا مخدَّرة زینب وه که نامت به وحی تمثیل است زانکه نام آور تو جبریل است ای خداوند عشق یا زینب عبد در بند عشق یا زینب گر نبود عشق تو جدا می گشت بند از بند عشق یا زینب زیر و رو کردهایم کون و مکان نیست مانند عشق یا زینب عشق اگر عشق توست ما همه ائیم آرزومند عشق یا زینب کیستی ای به عشق سنگ محک عشق را با تو هست حق نمک عقل ، مجنون توست سیّدتی عشق مفتون توست سیّدتی ماندگار است تا ابد اسلام لیک مدیون توست سیّدتی حج و صوم و صلاة و خمس و زکات همه مرهون توست سیّدتی نه فقط کربلا و کوفه و شام کعبه ممنون توست سیّدتی همه هستی خود فدا کردی دین خود را به دین ادا کردی محو صبر تو حضرت ایوب مات اشک تو یوسف ویعقوب یاد تو در ضمیر جان محفوظ نام تو در کتاب دل مکتوب گرد و خاک حریم پاک تو را حور با گیسویش کند جارو تویی آن کس که بس مصیبت دید شد به امُّ المصائبی منصوب چه مصائب که پیر کرده تو را بلکه از عمر سیر کرده تو را آن که از بار غم خمیده تویی داغ بر روی داغ دیده تویی آن که هم بوده مادر دو شهید هم شده مادرش شهیده تویی آن که از خیمه گاه تا گودال همه راه را دویده تویی آن که فریاد وا حسینایش از زمین بر فلک رسیده تویی تویی آن زن که رفت مردانه کوفه زندان و شامِ ویرانه تویی آن بانویی که فاضله بود بری از نقص بود و کامله بود تویی آن بانویی که در دل شب گرم راز و نیاز و نافله بود تویی آن بانویی که بر لب او نه گلایه نه شکوه نه گله بود تویی آن بانویی که چهل منزل در اسیری امیر قافله بود راه را با حسین کردی طی تو به محمل ، حسین بر سر نی چون که میرفتی ای علی رفتار به سوی قبر احمد مختار تا حریم رسول اکرم بود پیشگاه تو حیدر کرار هم حسَن همرمت بدی ز یمین هم حسین از پیاَت شدی ز یسار تو کجا روی ناقهی عریان تو کجا بین کوچه و بازار خاطر عاطر تو آزردند بزم نامحرمان تو را بردند ای مهین جلوهی دلآرایی وی بهین اسوهی شکیبایی ما همه ذره و تو خورشیدی ما همه قطره و تو دریایی ای وجودت مطاف درد و غم در لقب کعبه الرزایائی آن همه داغ دیدی و گفتی من ندیدم به غیر زیبایی همه مبهوت ومات بینش تو آفرین ها بر آفرینش تو گر شود صبر با تو رو در رو پیش پای تو میزند زانو صابران را تو برترین اسوه شاکران را تو بهترین الگو درد جان را محبتت درمان زخم دل را ولایتت دارو ما فقیر تو و تو مستغنی ما گدای تو، تو شهبانو
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد