نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای جان جهان جهان جان ادرکنی قیوم زمین و آسمان ادرکنی احیاگر صد دم مسیحا القوس یا حضرت صاحب الزمان ادرکنی یا صاحب الزمان... سوگند به هر کلام زینب یا رب بر ذکر علی الدوام زینب یا رب از کار فرج گرهگشایی فرما امشب تو به احترام زینب یا رب بی جان شدهایم در شب میلادت گریان شدهایم در شب میلادت باید چه کنیم جشن بگیریم یا نه حیران شدهایم در شب میلادت آنکس که گدای حضرت زینب بود مشمول عطای حضرت زینب بود ای کاش که این مجلس جشن امشب در صحن و سرای حضرت زینب بود زینب که بلند است همیشه علمش عالم شده ریزهخوار خان کرمش جا دارد از این خبر بمیریم همه یک عده حرامی آمده در حرمش یا قل هوالله احد، یا ذکر الله صمد بی حد و بی حصر و عدد زینب مدد زینب مدد بر اولیای دین ولی، قدیسهی آل علی علم آنچنان، نور این چنین سر حیا، بانوی دین مُلکش سما، مِلکش زمین والله خیرالصابرین صبر خداوند است او در سجده یا زینب بگو آیات صبرش محکمه خاتون شاه علقمه در گوش مرد و زن همه پیچیده شد این زمزمه السابقون السابقون قربان نامش مؤمنون تا چشم غصه تار شد بخت فلک بیدار شد زهرا که دختر دار شد تازه علی کرار شد وقت ظهور رب شده حیدر ابوالزینب شده چه دختری خیبرشکن صاحب نفس صاحب سخن جان حسین جان حسن بانوی تو بانوی من هر قدر میگویم کم است زینب امام عالم است عالی مقام عالی جناب فرماندهی یوم الحساب حیدر ولی پشت نقاب شاگرد تفسیرش رباب این شأن بی پایان اوست اکبر بلاگردان اوست هیچکس ندید خندیدنت مگر موقع حسین دیدنت دم زینب و یَم زینب است مسجود عالم زینب است ارباب عالم زینب است عشق خدا هم زینب است روی لب آل عبا یا زینبا یا زینبا هم منتخب هم منتجم ماه عجم شمس عرب والا صنم اعلا نسب از غیرتش یا للعجب شیر است شیر قافله میترسد از او حرمله دارد چه انسی با حسین میگفت هر شب یا حسین یک روح در دو پیکرند زینب حسین دیگر است شرح حیاتش دم به دم غصه زیاد و خنده کم افسوس از ان رنج و ستم غم روی غم غم روی غم نه با اسارت یا که داغ کشتند او را با فراق یک زینب و یک کاروان شد همسفر با ساربان ای خاک عالم بر سرم دور و برش شمر و سنان حسین جان حسین جان حسین جان... مشکل امر فرج با دست زینب وا سود بر خود مهدی قسم این کار کار زینب است روی زینب شد کبود و آبرویش مال ماست هر چه داریم اعتبار از اعتبار زینب است نشد تا جسم بی دستت ببوسم مرا زین دشت بالاجبار بردند کفیل من تو بودی یا ابالفضل ببین رفتی مرا بازار بردند آزار پشت آزار، بازار پشت بازار منزوی هرگز مزن بیهوده لاف عاشقی این حسین تنها یک عاشق دارد آن هم زینب است
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد