تصویر علی اکبر زادفرج - یا رب نرسد آفتی از باد خزانش

یا رب نرسد آفتی از باد خزانش

[ علی اکبر زادفرج ]
یا ربّ نرسد آفتی از باد خرانش
آن یاس که شد دیده‌ی نرگس نگرانش

هر بار که می‌خواستم از او بنویسم
دیدم که حیا کرده به صد پرده نهانش

در پرده‌ی ابهام زبان شعرا سوخت
از بس که ندیدند کران تا به کرانش

ناموس خدا بود که می‌خواست نبینند
اندازه‌ی یک بیت به شعر دگرانش

می‌خواست که قدرش نشود بر همه معلوم
مانند شب قدر به ماه رمضانش

آن قدر عزیز است که می‌خواست نباشد
غیر از ملک وحی کسی نامه رسانش

وقتی که به در می‌زند از شوق بلند است
از سینه‌ی جبرئیل صدای ضربانش

کوثر غزلی نیست که آسان بتوان گفت
وقتی که خدا سوره فرستاده به شأنش 

این سوره‌ی مکّی، مدنی نبض رسول است
نفسی‌ست که مانند نفس از سرّ جان است

یعنی که پس از أنَّ علیََ ولی الله
یک فاطمه کم داشت مؤذن به اذانش

زهرا ملکی بود که نازل شد و برگشت
بیهوده در این خاک نگیرید نشانش

در اصل که فرزند همین فاطمه مهدی‌ست
ما منتظرانیم خدایا برسانش
****
او را نبیّ به دست گرفت و به عرش برد
زیرا برای دفن زمین ظرفیّت نداشت

ای روزگار قبل جسارت به فاطمه
قنفذ در این حکومت غاصب سمت نداشت

عالم کنار من همه در امنیّت ولی
زهرا درون خانه‌ی من امنیّت نداشت
***
صفا گرفت جهان چون دل رسول خدا
به یمن عید بزرگ ولادت زهرا

خدا به ختم رُسل دختری عطا فرمود
که بوده پیشتر از چهار امّ و هفت بابا

حبیبه‌ی اَحد و پاره‌ی تن احمد
یگانه کفو علی، مام یازده مولا

زکیّه، فاطمه، حَوراء، بتول، منصوره
زکیّه، طاهره، عَذرا، محدثه، حوراء

از آن زمان که خداوندگار داند و بس
به پای عصمت او بوده و بوَد بر پا

شب ولادت او همچو دیده‌ی احمد
گِل وجود ز ماه رخش گرفت ضیاء

خدیجه ترک جهان را به عشق احمد گفت
که گشت مادر امّ الائمه الرنُجبا

زنان مکّه چه قابل برای قابلگیش
که از بهشت رسیدند مریم و لعیا

زنان خاک کجا و مقام مولودی
که جسم و روحش آمد ز عالم بالا

به بطن مادر پیوسته داشت لب‌هایش
سخن ز سرّ خداوند عالم دانا

سلام مادر، ای مادر حبیبه‌ی حقّ
سلام مادر، ای همسر رسول خدا

سلام مادر، ای دل ز غیر بُبریده
سلام مادر، ای کرده با خدا سودا

سلام ای به تو از دخترت همواره درود
سلام ای به لب شوهرت همیشه ثنا

سلام ای که به پاداش صبر تو بر تو
خدای داد حبیب و حبیبه‌ی خود را

خدای عزوّجل با تو دوست شد مادر
چه غم اگر که شدی بین دوستان تنها

تو از تمامی هستی گذشتی و نه عجب 
که ذات حقّ به تو بخشید هستی خود را

عجب مدار که هست خدا تو را خواندند
که هر چه هست به تو یافت بقا و بنا

به جز خدا و رسول و ائمه پی نبرد
کسی به جاه و جلال و حقیقت زهرا

خدای یکتا باید کند ثنای کسی
که در حضور نبیّ قامتش شدست دوتا

خدای یکتا باید کند ثنای کسی
که قامت نبوّی در حضور اوست دوتا

خدا نموده ثنایش به دهر و کوثر و قدر
نبیّ ستوده وجود ورا به صبح و مساء

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه علی اکبر زادفرج حضرت زهرا (س)(فاطمیه)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حضرت زهرا (س)(فاطمیه)

محبوب‌ترین‌های حضرت زهرا (س)(فاطمیه)

محبوب ترین‌های علی اکبر زادفرج

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد