
دو ماه و نیم مرگ شده آرزوی من پایین نرفته آب خوشی از گلوی من دو ماه و نیم دست به پهلو گرفتهام از همسر غریب خودم رو گرفتهام دو ماه و نیم پیکر افتاده میبرم خود را کشان کشان سرِ سجاده میبرم دو ماه و نیم سوختم و ساختم فقط روزی هزار مرتبه جان باختم فقط میخواهم از حبیب خداحافظی کنم از حیدرِ غریب خداحافظی کنم خیلی شکستهپر شدهام الوداعِ علی آمادهی سفر شدهام الوداعِ علی نه سال در کنارِ تو من غم نداشتم چیزی میانِ زندگیام کم نداشتم نه سال بیقرارِ خلوصِ تو بودهام بانویِ خانه، عروسِ تو بودهام امشب به بازویم که رسیدی، حلال کن بر زخمِ پهلویم که رسیدی، حلال کن * * * * یه زن و مردونه زدن چه زخمایی زدن به تن لباسِ عروسِ دخترا لباسِ سفیدِه، نه کفن زهرا که رفته راحته علی پر از جراحته پهلو شکسته رو تکون دادن، خودش مصیبته چه زخمی داره بازوش علی خم شده زانوش داده علی بین غسلش بلندش یادش اومدش این دست یه روز دستشو وا کرد بندِ کفن رو نتونست ببنده *از سوزِ غمت به خویشتن میپیچم این نسخهی دردیست که من میپیچم* *ای وای که تو دستِ مرا وا کردی من دستِ تو در بندِ کفن میپیچم* * * * * ویرونه کردیِ خونمو حسن بهت نگفت نرو با چه دلی علی باید کفن بپیچه دورتو گرفتم از خدا مدد چیدم رویِ چشات لحد به درِ خونمون دیگه کسی نمیزنه لگد عجب تلقینِ سختی علی و تیره وقتی میخوام که از جام دیگه برنخیزم دارم لحد میچینم بگو درست میبینم دارم رویِ صورتت خاک میریزم *بخواب دلخوشیِ زندگیِ من، آرام قرار نیست که دیگر کنار هم باشیم* * * * * یادم نمیرود که در افتاد رویِ تو ایستاده بود چهل نفری رو به رویِ تو تکتکِ چهل نفر همه از روت رد شدند گلبرگهای شاخهی یاسم لگد شدند لطمه بر این تحملِ مردانهام زدند مردم زن مرا وسطِ خانهام زدند * * * * با هرچی گیر اومد زدند چقدر بودن، چقدر زدند دیدنِ تو پشتِ اون در چقدر به در لگد زدند کجا رفته روضهمون علی میرفت کشونکشون ایشالا که دروغ باشه قدم زدنِ تو تو خونمون * * * * چه نامرد و چه پستن غرورم رو شکستن افتادی، ای کاش چشمامو میبستم کی میدونه غمم رو کی دیده سوختنم رو خیلی زدن بینِ کوچه زنم رو *ردِ غلافِ پشتِ لباست مشخص است* * * * * خونمو شعلهور دیدم چشمِ حسن رو تر دیدم دلم شکست یه جای پا دوباره روی در دیدم حسن غمت رو میدونه از کوچه تا دمِ خونه دنبالِ گوشوارهات هنوز تو کوچه چشم میچرخونه * * * * داراییِ من برابرم خورد زمین انگار تمامِ باورم خورد زمین رفتم سپرِ بلا شوم اما حیف قدم نرسید، مادرم خورد زمین