این شهر داغدیده این شهر بی‌وفا به علی مرحمت نداشت

این شهر داغدیده این شهر بی‌وفا به علی مرحمت نداشت

[ حاج علی کرمی ]
این شهرِ داغدیده، این شهر بی‌وفا به علی مرحمت نداشت
این داغدیده را نظرِ تسلیت نداشت

دیوارهای سنگیِ کوچه که جای خود
دیوارهای خانه به من معرفت نداشت

ای روزگار قبل جسارت به فاطمه
قنفذ در این حکومتِ غاصب سِمت نداشت

یک بار هم برای شفایش دعا نکرد
از بعدِ کوچه‌ آرزوی عافیت نداشت

مسمار در مقابل و دیوار پشت سر
راه فرار همسرم از هر جهت نداشت

عالم کنار من همه در امنیت
ولی زهرا درون خانه‌ی من امنیت نداشت

راحت بخواب درد کشیدن تمام شد
راحت بخواب درد کشیده جوانِ من

تو را به تخته‌ی غسلت کبود می‌بینم
کبودِ ضربه‌ی دستِ یهود می‌بینم

بلند شو به علی رو کن و بگو هستی
بگو که جان نسپردی بگو که نشکستی

شبِ وداع من و یارِ بی‌کسیم شده
آی مردمِ عالَم علی یتیم شده

برا باورِ این ‌که تو نیستی سخت است
جوان زِ دست دهی و بایستی سخت است

تو یک بار زمین خوردی و برخاسته‌ای
ولی از بعدِ تو یک عمر زمین خورد علی

دست‌های نبوی جانِ دگر داد به من
ورنه در قبر نمی‌ماند که می‌مرد علی

ورم به بازوی تو سخت مثل سنگ شده
دلم برای تو یک شب نرفته تنگ شده

به روی تخته‌ی غسلِ تو لاله می‌بینم
رشیده را قد طفلِ سه‌ساله می‌بینم

راحت بخواب برا همیشه
دیگه هیچکی مزاحمت نمی‌شه

می‌خوام که تدفین تو دیر تموم شه
با پشت دست روی تو خاک می‌ریزم

خونه‌ی من که خیلی اذیت شدی
خونه‌ی نو مبارکه عزیزم

هم تو جوونی هم علی جوونه
زندگیمو خاک می‌کنم شبونه
چه‌جوری برگرده علی به خونه؟

این خونه قبره بی‌تو زهرای من
وایِ من، وایِ من
کاش جای تو بودم و تو جای من
وایِ من، وایِ من

وایِ من و وایِ من و وایِ من
وایِ من، وایِ من
میخِ دَر و سینه‌ی زهرای من
وایِ من، وایِ من

رفتی با این شکسته بالی
علی رو می‌کُشه بسترِ خالی

هِی کفنو وا می‌کنم می‌بندم 
طاقت دفن و کفنتو ندارم
نوبت سنگ لحدت رسیده
می‌خوام برات سنگ تموم بذارم

می‌خوام کنار قبر تو بمونم
واسه خودم فاتحه‌ای بخونم
خدانگهدار خانم جَوونم 

ببخش رنگ خوشی را ندیده برگشتی
رشیده آمده بودی خمیده برگشتی

تن کبودِ تو مرثیه‌ی مَلک شده بود
به روی سینه‌ی تو خط میخ حک شده بود

فاطمه از دردهای خویش هم با من نگفت
وقت غسلش تازه حیدر باخبر شد حیف شد

ضربه‌ها خیلی اذیت کرد زهرا را ولی
ضربه‌ی قنفذ برایش دردسر شد حیف شد

یک استخوان بشکست از زهرای تو
کربلا هم این ارث سهم آن پسر شد حیف شد

با نعل‌ها جسم حسینت تاختند
پیکرِ پاشیده‌اش پاشیده‌تر شد 
****
ما قطره ولی دستخوشِ دریاییم
ما ذرّه ولی مِهر جهان‌آراییم

خوشبخت‌ترین مردم دنیا هستیم
چون گریه‌کنِ فاطمه‌ی زهراییم

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حاج علی کرمی حضرت زهرا (س)(فاطمیه)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حضرت زهرا (س)(فاطمیه)

محبوب‌ترین‌های حضرت زهرا (س)(فاطمیه)

محبوب ترین‌های حاج علی کرمی

نظرات