نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

(وقت وداع از حرم نگاه پدرها ملتمسانه تر است، پشت پسرها آه پدرهای خسته، آه کمرها آه پسرهای رفته، با جگرها (به باد گفتم اگر شد مرتبت کند که بردن تن تو نیست در توان پدر همین که خود تو افتاد زانویم خم شد رسید آتش داغت به استخوان پدر) میرود و یک صدا به گریه میافتند پشت سرش خیمهها به گریه میافتند)۲ کیست که خاکش بوی گلاب گرفته اینکه برایش ملک رکاب گرفته بهر شهادت چنان شتاب گرفته زودتر از دیگران جواب گرفته بس که به شوق آمده قرار ندارد سرکشی عشق او مهار ندارد باز نمایان شده کمال پیغمبر باز تماشا شده جمال پیغمبر پرده بر انداخته جلال پیغمبر اینکه وصالش بود مثال پیغمبر سمت عدو نه علی اکبر خیمه میرود از خیمهها پیغمبر خیمه **** (بلند بالا و نیک سیرت، چنان پیغمبر علی اکبر به خَلق و خُلق و به صوت و منطق نبی دیگر علی اکبر رسول صورت، بتول عصمت، علی شجاعت، حسن سخاوت حسین هیبت چو بوالفضائل، یل دلاور علیه اکبر)۲ چه دارم از تو برای گفتن حدیق حسن تو ورد دشمن ولی نبودی ولی نداری کم از برادر علی اکبر (پایین قدمهای حسین جای کمی نیست حق دارد اگر غبطه خورد بر تو عمویت) به کربلا تا که زائر آید فقط پایین پاست مقصد که از وجود تو شد ضریح حسین شد شش در علی اکبر خیال آل علیست بستان، که هرکدام از شما بزرگان یکیست نخل و یکیست سرو، تویی صنوبر علی اکبر به صبح و ظهر و به عصر و مغرب حسین امام و تویی مکبر پس از شما نماز هم میشود مکدر علی اکبر چه گویم از شرح اربا اربا که دیدهام در تمام صحرا علی اکبر، علی اکبر، علی اکبر، علی اکبر **** حیدر کرار شد زمان خطر گشت لشگر کوفه تمام مثل سپر گشت ریخت به هم دشت را موقع برگشت ضرب عمودی که خورد واقعه برگشت خون سرش بر روی عقاب چکید و راه حرم را ندیده شیهه کشید و آن بدن از جفا شکسته ترین را آن بدن له شده به عرشهی زین را برد سوی دیگری شکسته جبین را لشگر آماده نیز خواست همین را وای که شمشیرها محاصره کردند از همه سوی تیرها محاصره کردند (بی خبرانه زدند بی خبر افتاد)۲ خوب که بیحال شد ز پشت سر افتاد در وسط قتلگاه تا پسر افتاد در جلوی خیمه گاه هم پدر افتاد **** (از بَرَم دامن کشان، که رفت گفتم با خودم خوش به حال آن که در هفت آسمان بابا نشد)۲ یک پدر میخواستم از او مرا مهمان کند (هرچه کردم وا کنم راه گلویش نشد)۲ (زحمتی دارم ابالفضلم بیا با من بگرد)۲ من که خیلی گشتم اما بیش از این پیدا نشد او خلاصه آمد و من هم خلاصه چیدمش چیدم اما آن جوان خوش قد و بالا نشد (این که برگشته حرم بین عبا بخت من است)۲ در میان یک ابا بخت بلندم جا نشد خندهای که شد سر جمع آوری پیکرش در طی پنجاه سال عمر ما برما نشد **** (ای خدای من شد آخر تابوتت عبای من)۲ تورو تشییع کردند به جای من واویلا غصه کم نشد تلاش کردم پیدات کنم نشد تنت از روی خاکا جمع نشد واویلا مصیبت اوجش همینجاست آخه اینجا بدترین جاست بلندشو بابا بگو که مگه جای زینب اینجاست بر لبان قاتلت دیدم، تبسم آمده اولین بار است زینب بین مردم آمده
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد