تصویر علی اکبر زادفرج - عمه‌ات آمده در بین حرامی

عمه‌ات آمده در بین حرامی

[ علی اکبر زادفرج ]
عمه‌ات آمده در بین حرامی 
برخیز، خیز تا دست نبرده‌ست به گیسو پسرم

همه‌ی دشت به حال من و تو خندیدند
تو بگو من چه کنم بین هیاهو پسرم

در بغل تا که گرفتم بدنت ریخت زمین
لااقل کاش تنت سیر کنم بو پسرم 

چه کسی بر سر تو ضربه‌ی شمشیر زده؟
چه کسی نیزه فرو برده به پهلوت پسرم؟

سر و کارِ تن تو با سرِ مقراض افتاد

***

ای خدای من 
شد آخر تابوتش عبای من
تو رو تشییع کردن به جای من

***

ریز ریزی، ولی عزیزی تو 
چه کنم از عبا نریزی تو؟

***

غصه کم نشد 
تلاش کردم پیدات کنم، نشد 
تنت از روی خاکا جمع نشد 

***

چشم‌ من تار شده یا تو کوچک شده‌ای؟
علی‌اکبر، علی‌اصغر شده‌ای

موقع رفتن میدان علی‌اکبر بودی
حال ای اکبر من صد علی‌اصغر شده‌ای

***

مصیبت اوجش همین‌جاست
آخه اینجا بدترین جاست 
پاشو بابا بگو که، مگه جای زینب اینجاست؟

کابوسم، شده غم ناموسم
دست و پاتو می‌بوسم
بلند شو بابا 

***

خیز از جا آبرویم را بخر 
عمه را از بین نامحرم ببر 

***

قبل از این ای زاده‌ی لیلا ندیده دیده‌ای
اولین بار است که پیش پدر خوابیده‌ای

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه علی اکبر زادفرج حضرت علی اکبر (ع)(محرم و صفر)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حضرت علی اکبر (ع)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های حضرت علی اکبر (ع)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های علی اکبر زادفرج

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد