نظرات
1 نظر ثبت شده

عظیمی کاربر
یا علی اکبر بسیار عالی و زیبا ❤️❤️
۲۵ مرداد ۱۴۰۳

وِلوِله افتاده، تو دلِ لشکر داره بَرپا میشه، صحنهی مَحشر پیرمردای کوفه، همه حِیرون چشمشون افتاده، باز به پیغمبر این زمزمهها، رو هر لَبیه: این حیدره یا، شخصِ نبیه؟ خَلقاً و خُلقاً، عِیناً پیمبر اَمّا نگاهاش، رفته به حیدر جنگِ رو در رو باهاش چه مُعظَلیه غَضبِ چشماش تیغِ صِیقَلیه با رَجزهاش لشکر به هم میگفتن دَر بِرید از میدون اسمش علیه مثلِ قرصِ ماهه صورت زیباش وَاِنیَکاد میخونه، تو حَرَم باباش رو سرش عمامهی رسولالله ذوالفقارِ حیدر میونه دستاش تو قلبِ میدون، تا پا میذاره چارهی دشمن، تنها فراره یک لشکر رو تنهایی حریفه مثلِ اَبَاالفضل، همتا نداره آقازادهی حسینه و چه آقاست برقِ چشماشه بُرَنده مثلِ اَلماس وقتی شمشیر میزنه میگه اَبَاالفضل فدای قد و بالات شه عمو عبّاس
1 نظر ثبت شده

یا علی اکبر بسیار عالی و زیبا ❤️❤️