حیدرو دید و علی‌اکبر آفرید

حیدرو دید و علی‌اکبر آفرید

[ حسن عطایی ]
حیدرو دید و علی‌اکبر آفرید 
علی، علی، علی مکرّر آفرید 
صبر ندیدن تو رو نداشت خدا
که قبل خلقتت پیمبر آفرید

پیش بابا که راه می‌ری واسه تو اسپند میاره
خنده‌های تو گریه‌ی رقیّه رو بند میاره

یل اومده
ببین شیر حُنِین به خیبر اومده
ابوالقاسم شده، غضنفر اومده
یکی می‌گه فرار کن حیدر اومده
بگو اللّهِتو که اکبر اومده

*****

از نبی و علی رجز خوندی فقط
یا این‌که پرداختی به تعریفِ خودت
دوباره زنده کردی روز غدیرو
این‌جور عمل کردی به تکلیفِ خودت

علی‌تر از همه‌کسی، بس که پیمبرنفَسی
علی‌تر از این که بشی، تو به ولایت می‌رسی

شهزاده‌ای
یه بنده‌زاده‌ام، تو مولا‌زاده‌ای
دَم اربابی و مسیحا‌زاده‌ای
همه خاکِ تواَند، تو والا‌زاده‌ای
داری اصل و نسب که آقازاده‌ای

*****

هر کسی جنگیده با تو مُرده دو بار
هم از نبی خورده هم از دستِ علی
هر کی صدای اذونت رو می‌شنوه
محو پیمبر می‌شه و مستِ علی

ای نوه‌ی شیر عرب، ای یل فاطمی‌نسب
برای مدح تو می‌خوام تاریخو برگردم عقب

حیدر داره
به میدون می‌زنه، یه غرّش می‌کنه
این آقا خیبرو نوازش می‌کنه
دو انگشتِ تَرِ سرِ تیغ علی
روی خاک سر‌ها رو شمارش می‌کنه

نظرات

محمد عباسمحمد عباس

لطفاً متننننن

ابولفضل فیض عارفیابولفضل فیض عارفی

سلام

عالیییییی

خیلی عالیه ولی اگه متنش رو بنویسید خیلی عالی میشه