نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

أسعدَالله أيّامَنا و أيّامَكم هله هله، هله هله از چهرهی گندمگونش گندم برکت پیدا کرد از بس که عظیمالشأن است عالَم عظمت پیدا کرد خورشید فقط ثابت بود آنقدر به گِردش چرخید آنجا حرکت پیدا کرد شب و روز، مَه و سال به هر حال، به گَردش به حولش، به دورش چو خورشید بچرخید، بچرخید چه عیدی، چه عیدی، چه عیدِ سعیدی در این عیدِ اعیاد، دلِ شاد بخندید، بخندید فرج گشایشِ راه است و شاهراهِ نجات برای آمدن صاحبَ الزّمان صلوات أسعدَالله أيّامَنا و أيّامَكم هله هله، هله هله بر ابر نگاهش افتاد پس ابر پُر از باران شد منجیِ جهان شد وقتی موعودِ همه ادیان شد یک قطعه زمین را بخشید تا خانهی امنش باشد آن مملکت ایران شد آن مملکت، ایرانِ اباعبدالله به این خاک، به افلاک به آفاق دهد رزق به یُمن نفسهاش به لطفِ حضورش، حضورش به عالَم زمینِ نجف را کند پایِتخت حکومت زمان ظهورش، ظهورش امشب شبِ عید است و نزول برکات بر چهرهی دلربایِ مهدی صلوات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد