وقت اذونه، اباعبدالله میگیره وضو

وقت اذونه، اباعبدالله میگیره وضو

[ حسین ایزدخواه ]
(وقتِ اذونه، اباعبدالله می‌گیره وضو)۲ 
(میگه علی جان، پسرم برو برام اذان بگو)۲

چه اذانی الله اکبر، چه کمالی الله اکبر 
چه جلالی الله اکبر، چه بیانی الله اکبر 

ای تَلاطُمِ موجِ قیام، علی‌اکبر 
ای ترانه‌یِ رویِ لبام، علی‌اکبر 
السلام علیک علی ولی الله 
السلام علیک امام علی‌اکبر 

علی‌اکبر، علی‌اکبر ...

*****

عالیجناب پا در رکاب 
شمسِ حرم، بر رخ نقاب
لشگر زَنَد صورِ عذاب 
(شیر آمده، سوارِ بر عقاب)۲ 

(ماهِ لیلا آمده، سروِ طوبیٰ آمده)۲
قوتِ قلبِ حسین از خیمه‌ها آمده 

قدش بالا، رخش دلبر 
بر و رویش شبهِ پیغمبر 
یَمِ زهرا، یلِ حیدر 
بِنَفسی أَنت علی‌اکبر 

علی‌اکبر، علی‌اکبر ...

*****

(جَلِّ جَلاله، اینقدر شباهتم میشه مگه؟)۲
نشد یه لحظه، اباعبدالله «علی علی» نگه 
وقتِ اذونه، نه فقط منتظره امام حسین 
اهلِ مدینه، همگی منتظرن اذان بگه 

الله اکبر، تِمثالِ حیدره 
الله اکبر، این خودِ پیمبره 
الله اکبر، زهرایِ اَطهَره 
الله اکبر، این علیِ اکبره

دقیقاً حَی و دقیقاً هوئی
محمد روئی، مُجَعَد موئی
دقیقاً ماهی، دقیقاً شاهی 
دقیقاً تو خودِ علی ولی الله‌ای 

علی‌اکبر، یا علی‌اکبر ...

*****

به نامِ ملکوتیِ علی عالیِ اعلا 
و به غوغایِ دلِ حضرتِ زهرا 
که در کرب و بلا دیده نبی را 

علی بود در آن موقعِ حساس 
گهی در رُخِ عباس
گهی در رُخِ شهزاده علی‌اکبرِ لیلا 

شِبهِ‌ پیمبر، علیِ‌اکبر ...

نظرات