گر چه بَدم نوازشم می‌کنی

گر چه بَدم نوازشم می‌کنی

[ حسین ایزدخواه ]
گر چه بَدم نوازشم می‌کنی
لطفی بر این غلام‌سیاه می‌کنی

گذرم تا به درِ خانه‌ات افتاد حسین
خانه‌آباد شدم، خانه‌ات آباد حسین

حسین، حسین...

اباعبدالله، اباعبدالله...
یا اباعبدالله...

زِ همه دست کشیدم که تو باشی همه‌ام
با تو بودن زِ همه دست کشیدن دارد

فقط حرمة الیکَ، روحي و قلبي لديکَ
صلّی الله عليک، حسين
از عاشقی توصیفم، بی تو بلاتکلیفم
قشنگ‌ترین تصنیفم، حسین

این دلم مبتلا، جامون خالی این شبا کربلا
چایی روضه‌ته که میده سنگ دلم رو جلا

ای شور تو در سر، ای قند مکرّر
خورشید نهانِ آغوش پیمبر
جانِ حسنی ای آیینه‌ی حیدر 
ناقابله جانم ذبح علی‌اکبر

ترانه‌ی بارانی، تو روضه‌ی رضوانی
سیّدنا العطشانی حسین، حسین
جز تو از عالم سردم، نکردی هیچ وقت طردم 
دور سرت می‌گردم حسین، حسین

روح عشق، جانِ عشق
ای شاه‌بیت کلّ دیوان عشق
کمتر از مور منم، نبض قلبمی سلیمان عشق حسین سلطان عشق

ای نور سماوات، سکّان مناجات
ای بال ملائک فرش سینه‌زن‌هات
گیسوی کمندت، سرمنشأ خیرات
پُر کن قدحم را ای پیرِ خرابات

نظرات