نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دوباره روضه شروع شد، به ساعت حرم آخ عجب حکایتیه، حکایت حرم حالا که از غمت مستم حالا که پر شده دستم حالا که کربلا هستم قبل و بعد روضه میرم، زیارت حرم پیرهن مشکیمو آوردم رفتم تو حرمت، آب هم خوردم خدا رو چی دیدی، شاید تو کربلا مردم ای دوای دردم، آرزومه از حرم زنده برنگردم ای دوای دردم، پرچمت عوض شد و خیلی گریه کردم شنیدی آخرش صدامو، دلت سوخت دیدی گریههامو خودت دونه به دونه دادی حاجتامو نشستی مهربونم کنارم بهم گفتی هواتو دارم گرفتی دستمو نذاشتی کم بیارم ای عهدهدار مردم بی دست و پا آغوش تو پناه دل خستهها، حسین جانم با معرفتتر از همه، ای با وفا صلی علیک ساکن کربُبلا، حسین جانم اباعبدالله حسین
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد