آه این گره کور دگر وا شدنی نیست
حاج حسن خلجپسندیدن33
بازدید35.5K
آه این گره کور دگر وا شدنی نیست با گریه هم این زخم مداوا شدنی نیست ای پسر من پدر پیر تواَم پدر پیر و زمینگیر توام آری پدرت از پس هرکار برآید این بردن تو تا حرم اما شدنی نیست گشتیم منو عمه در این دشت ولیکن اعضای تو گمگشته و پیداشدنی نیست ***** مکش پا بر زمین جگرم تیر میکشد ای نور دیده پلک ترم تیر میکشد میرفت پدر تا برود همره پسر خواهر اگر به داد برادر نمیرسید ***** جوانان بنیهاشم بیایید علی را بر در خیمه رسانید خدا داند که من طاقت ندارم علی را بر در خیمه رسانم بگویید مادرش لیلا بیاید تماشای قد اکبر نماید