آقای من سلام ، غلام شما منم

آقای من سلام ، غلام شما منم

[ حاج حسن خلج ]
آقای من سلام، غلام شما منم
دلداده‌ی شما و مرام شما منم 

(آقا چشمان ما کجا، جمال شما کجا) ۲
(دلخوش فقط) ۲ به بردن نام شما منم

یاابن الحسن...

دید مجنون را یکی، صحرانورد 
در میان بادیه بنشسته فرد 

صفحه‌ای از خاک و انگشتان قلم
می‌نویسد، نام لیلی دم به دم

گفت که ای مجنون شیدا
کیست این، بحر که نامه می‌نویسی 

گفت مشق نام لیلی کنم
خاطر خود را تسلی کنم

چون میسر نیست من را کام او
عشق بازی می‌کنم با نام او  

یاابن الحسن آقا...  

مجموعه‌ی تمام امامان تویی
حسین من تویی
علی من تویی
رضای من تویی

شکر خدا، فدای تمام شما منم
(ای یادگار، تشنه لب کربلا بیا!) ۲

آتش به جان اشک مدام شما منم
شیب الخضیب گفتی و افروختی دلم
خاکستر ز سوز کلام شما منم 

(رسید و دید پیمبر، تن رها شده را) ۲
و عضو عضو ز پیکر جدا شده را 

(نشست و گفت شکسته غمت عمو کمرم) ۲
ز جای خیز و ببین قامت دو تا شده را
عمو بگو چه کنم؟! عمه‌ام صفیه رسید

حسین!

ای عزیز دلم ای حسین شهیدم...
ناله‌هاتو شنیدم...

(تو حسین منی، سخته با
تن زخمی، دست و پا بزنی) ۲

تن زخمی ‌تو به سر نیزه‌ها بزنی
تو ‌حسین منی

باز پوشیده شدن می‌خواهی 
کمی از چادر من می‌خواهی

این چنین که از هم پاشیده‌ای
قد یک دشت کفن می‌خواهی

حسین غریب مادر حسین...

نظرات