جهان مُلکیست بیپایان که سلطانش علی باشد صراطُالله آن راهی که پایانش علی باشد علی عین کتابالله، آیاتش شروحِ او ولایت را کسی فهمد که قرآنش علی باشد حدیثِ "مَن یَمُت" فرمود جان دادند عشّاقش خوشا آن خانهی قبری که مهمانش علی باشد به مقداد و به سلمان و ابوذر میخورم سوگند کسی که پای حیدر ماند تاوانش علی باشد به قربانِ علی زهراست از اول یقیناً هم به قربانش، به قربانش، به قربانش علی باشد پیمبر گفت: در دوزخ نمیسوزد هر آن کس که فقط یک ذرّه از ذرّاتِ ایمانش علی باشد بهشتِ ماست آن جایی که نامش را نجف گفتند حرم باشد دلی که نقشِ ایوانش علی باشد قیامت، نامهی اعمال ما را زود میپیچند خوشا آن نامهای که جای عنوانش علی باشد حرم وقتی حرم شد که دلارامش حسین است و نگهدارش علمدار و نگهبانش علی باشد حرم وقتی خیالت تخت باشد که میبیند سلحشورش علی باشد، رجزخوانش علی باشد حسین از عمر خود میخواهد فقط دورِ علی گردد به دامنش علی باشد، به دستانش علی باشد من از حال پدر، دنبالِ اکبر، خوب دانستم فقط جانش علی باشد، فقط جانش علی باشد علی یا علی، علی یا علی... **** تازه جوانِ لیلا، آرامِ جانِ لیلا تازه جوان، روح و روان آرامِ جان، علی جان بابا مرا تو همزبانی شکسته استخوانی زیبا پسر، قرصِ قمر، مرا جگر علیجان تازه جوان، روح و روان، آرامِ جان، علیجان **** تکانم داد عمّه تا بداند زندهام یا نه چرا هِی وای میگویی ولی یک بار بابا نه کشیدم تیغهای از حنجر تو با دو انگشتم دلم خوش بود حرفی میزنی اینبار اما نه محاسن داشتم بر دست دنبال تو افتادم به زخمی فکر میکردم ولیکن اِرباً اِربا نه مرا هر سو ببَر زینب ولی سمت رقیه نه مرا هر سو ببَر زینب، کنار قبر لیلا نه چه راحت پخش میکردی، به سختی جمع میکردی تو هم ای کاش در گودال بودی بین صحرا نه عزیزم دست و پا زن جان دهی شاید که راحتتر بکِش پا را زمین پیشم ولی در پیش زهرا نه **** مرا تا خیمه دارد میبَرد با احتیاط عمّه تو را بر دست دارم میبَرم با احتیاط ای داد شدی نذری، کمی خیرات، قدری جنسِ سوغاتی شیوخی هم رُبودند از تنت خمس و زکات ای داد زمین خوردی زمین خورده تمامِ آسمانِ من زمین خوردم زمین خورده تمامِ کائنات ای داد همه دف میزدند و طبل میکوبند، میخندند به تو با چشم باز ای وای به من با چشم مات ای داد