نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

پسر دور از پدر میشد، مهیّای خطر میشد پدر هی پیرتر میشد، پسر میبُرد دلها را به کم قانع نبود اکبر، لبالب گشت از دلبر به یکدیگر رسید آخر لب رود و لب دریا پسر دور از پدر میشد، مهیّای خطر میشد پدر هی پیرتر میشد، پسر میبُرد دلها را در این آشوب طوفانی مسلمانان مسلمانی مبادا این که قرآنی بیوفتد زیر دست و پا پسر زخمی، پدر جان داد، پسر در خون، پدر افتاد پسر ناله، پدر فریاد، میان هلهله غوغا پسر از زخم آکنده، پسر هر سو پراکنده پدر چون مرغ پر کنده، از این صحرا به آن صحرا وَلَدی علی، وَلَدی علی ****** خونمون این طرفه کجا میری؟ بیا بیا چیزی تا خونه نمونده جون بابا، راه بیا دیگه داری میرسی اینقده رو خاکا نشین بذار تا گوشوارهات و بردارم از روی زمین ***** (یا حیدر، یا علی مولا، یا علی مولا، یا علی مولا)۴
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد