نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

بیابان با وجود تو برای ما بیابان نیست کسی که با تو میآید سفر دیگر پریشان نیست کنار تو کسی دلواپس خار مغیلان نیست بیابان گردمان کردی ولی زینب پشیمان نیست اگر دربدر کوه و بیابانم کنی عشق است اگر زخمی صد خار مغیلانم کنی عشق است پریشانم کنی عشق است، حیرانم کنی عشق است اگر دنبال معشوق است دل، دنبال سامان نیست بپرسی جای جای کربلا را شرح خواهم داد بپرسی مو به موی ماجرا را شرح خواهم داد مسیر کوفه تا شام بلا را شرح خواهم داد هر آنچه از تو پنهان نیست از من نیز پنهان نیست برادر جان تو ثارالله و ثارالله دیگر من حسین قبل خنجر تو، حسین بعد خنجر من تجلی میکنم در تو، تجلی میکند در من شهادت یا اسارت هر دو آغاز است، پایان نیست بِنِه پا بر زمین این خاکها مشتاق و لبریزند تمام دختران یک یک مژه بر پات میریزند نباید هم به مهمان داریت این قوم برخیزند چرا که خلق میدانند صاحب خانه مهمان نیست میان کاروان تو ندیدم غیر زیبایی جوانان رشید و نونهالان تماشایی به همرَه بار گل آوردهام آن هم چه گلهایی غلط گفته هر آنکه گفته این صحرا گلستان نیست نقاب افکن مرا با ظهور حق رو به رو گردان همانگونه که مردی از شهادت نیست رو گردان به پای تو زنی هم از اسارت روی گردان نیست محال است از میان خیمه آه سرد برخیزد ز کوه صبر من حتی نسان درد برخیزد اگر زن شیرزن باشد به جنگ مرد برخیزد بجنگم با سنان؟ هرگز! سنان که جزو مردان نیست به زیر سایبان قد و بالای تو میخوابیم من و این کاروان از چشمهی فیض تو سیر آبیم نه اینکه دست ما دور است از آب و پی آبیم فرات بی لیاقت لایق لبهای طفلان نیست چه خوشبخت است طفلی که به حلقومش نگات افتاد چه خوشبخت است آن کس که روی نعشش عبات افتاد یکی با لب، یکی با دل، یکی با سر به پات افتاد دل سلطان عالم را به دست آوردن آسان نیست به طفلان تو گریه بر پدر کردن نمیآید به زینب معجر پاره به سر کردن نمیآید برادر جان به ما اصلا سفر کردن نمیآید کسی در خیمههای ما به جز شش ماهه خندان نیست آی مردم این شهید ما سلیمان است بزرگ خاندانم را نمیبینید عریان است؟ جواب قاری قرآن زینب بوسه باران است جواب قاری قرآن زینب سنگ باران نیست
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد