نظرات
2 نظر ثبت شده

نوکر ابالفضل کاربر
خانوم رقیه تورو به عمو عباست یه کاری برا من بکن...
۲ مرداد ۱۴۰۳

علی سینا عسکری کاربر
قربونت حضرت رقیه جون چه سوزناک
۲۳ آذر ۱۴۰۲

نگاش به سَمت آسمون ستارهها رو میشمرد خسته میشد بلند میشد زخمای پا رو میشمرد یکی دو تا و هَفت زخم دستی رو پاهاش میکشید زخمای پا تموم میشد زَخمای دستاشو میدید به ماه آسمون میگفت، شمع شبستون منی یاد عمو بخیر که تو مثلِ عمو جون منی راستی تو از تو آسمون ببین بابای من کجاست بهش بگو که دخترت ساکِن تو خرابههاست بهش بگو دختری که شونه به موهاش میزدی جون به لبش رسیده و تو از سَفر نیومدی من را ببخش اگر که لُکنت زبان گرفتم آخر شکسته دستی دندان شیریاَم
2 نظر ثبت شده

خانوم رقیه تورو به عمو عباست یه کاری برا من بکن...

قربونت حضرت رقیه جون چه سوزناک