نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

(حرم از دست رفت حیدرم از دست رفت لشکرم از دست رفت برادرم از دست رفت) (پر داشتم برادر داشتم امیرِ لشکر داشتم تا وقتی که دستتو از رو زمین برداشتم)۲ سر داشتی دوتا پر داشتی هیبت حیدر داشتی زمانی که از حرم مشک و علم برداشتی من بیبال و پرم، تو بیبال و پری من بیقرارِ تو، تو فکر خواهری فکر اسارت و داغ دربهدری ****** تا بودی مسیحا بودی حضرت سقا بودی لب دریا، یاد خشکی لب ما بودی تقدیره دلم میگیره داره حسین میمیره که مهمونِ پیکرت چهار هزارتا تیره وای از فرق سرت، وای از ضرب عمود بالای پیکرت، ام البنین نبود دیدی فاطمه رو، با صورت کبود حرم از دست رفت سنگرم از دست رفت یاورم از دست رفت جواهرم از دست رفت (حرم از دست رفت حیدرم از دست رفت لشکرم از دست رفت برادرم از دست رفت) (شمشیر و هجوم تیر و علقمهی درگیر و همه دیدن، لحظهی إن کسَرَ ظَهری رو)۲ رفتی که زمین تاریکه غروبمون نزدیکه با این اوضاع، قبر پهلوون من کوچیکه شعلهوره حرم، از آهِ آخرت میترسم که برم، غارت شه پیکرت حرم از دست رفت دخترم از دست رفت اصغرم از دست رفت دلاورم از دست رفت (حرم از دست رفت حیدرم از دست رفت لشکرم از دست رفت برادرم از دست رفت)
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد