نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

(تو حسینم بودی، من حسنت میمیرم با دستوپا زدنت پر از تیره تنت)4 (ردّ آب یعنی مشک دریده ردّ خون یعنی دست بریده)2 ردّ تیر یعنی چشم پر از خون داغ تو یعنی قدّ خمیده و رنگ پریده سهم ما بیتو، رنج و عذابه زینبم بیتو، خونهخرابه میبرن بیتو منو به مقتل دیدنم بیتو، شرم سکینه و مرگ ربابه (مادرم گریونه پهلوی تو)2 روی خاک افتاده بازوی تو شکست ابروی تو (رفتنت یعنی رخت اسارت)2 خیمهها میره بیتو به غارت شیون زنها بیتو بلنده خواهرم میره کوچهبهکوچه تا بزم جسارت (پاشو و آروم کن قافلهرو از حرم برگردون حرملهرو)2 ببین هلهلهرو (خواهرت حالا تنهاترینه پاشو زینب رو ببر مدینه)2 پاشو و پیش اهلحرم باش اوندمی که شمر میذاره چکمههاشو روی سینه (وقتی که دعوا شد سر سرم بیپناهن بیتو، اهل حرم)2 پاشو برادرم
هنوز نظری ثبت نشده