نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

همهی دنیا برای بقیه سرِ گرد و خاکیتم برای من بسه دیگه این تنور و اون طَبَق یکمم بیا بشین رو پای من بابا جان وقتی از بالا میافتادی زمین نمیدونی چی میاومد به سرم همهرو شاید ببخشم ولی از نیزهدارِ سرِ تو نمیگذرم اون از اون که بیخبر رفتی سفر حالا هم که اومدی نمیبری راستی بهت گفته بودم تو کوچهها بازار بردهفروشا، بگذریم خیلی وقته ندیدمت دلم برات یه ذره شده بود راست میگن که یکشبه بزرگ شدم دندونای شیریمو اصلا دیدی دختری که وصلهی جون تو بود میدونی که چندشبه نبوسیدی من دست داشتم به تو از دور بوسه میدادم بابا من فقط یکم موهام سوخته همین! یکمم کبوده رنگم مگه نه؟ لباسام یه ذره نامرتبه ولی من هنوز قشنگم مگه نه؟
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد