قبرهُ فی قلوبِ مَن والاه در دلم غیر دوست جا نشود رو به هر کس زدم مرا پس زد هیچ جا کوی آشنا نشود اشک اگر آبرو نگه دارد راز من با تو برملا نشود (گریهکن همنشین معصوم است)۲ تا قیامت از او جدا نشود زهد بی حب تو فقط ضرر است پس کسی بی تو با خدا نشود پرچمت اعتبار منزل ماست بی تو این خانهها بنا نشود وادی طور ما حسینیههاست نطق ما هر کجا که وا نشود وا نکن از سَر خودت ما را سفرهی شاه بی گدا نشود بی پناهم، پناه من زهراست دستم از چادرش کوتاه نشود تعذیهدار روضهی تو رضاست او نگرید عزا، عزا نشود **** گلویت نامرتب ذبح شد، تقصیر من بوده رقیه بود کاش آن لحظه خنجر را نگه دارد (عمو عباس، ما را حرمله هل داد تا بازار)۲ بگو تا حرمت اولاد حیدر را نگه دارد ندارم جسم سنگینی، ولی در وقت تدفینم نشد عمه به روی دست، پیکر را نگه دارد