آقای ما باشد مرامش آبرو داری

آقای ما باشد مرامش آبرو داری

[ حاج منصور ارضی ]
آقای ما باشد مرامش آبرو داری
تا وقت مُردن مهلت ترک گناهم داد

من از همه آلوده‌تر بودم، حسین آمد
با دستگیری‌اش نجات از قعر چاهم داد

ماه محرم ماه پرده‌پوشی آقاست
من هم سند بالای منبر عزّ و جاهم داد

هنگام گریه چشم در چشم حسینم من
ممنونم از آقا که جایی در سپاهم داد

سر بر نمی‌دارم ز درگاهش که بر من هم
یک تکه‌ای از نان خشک خیمه‌گاهش داد

پیراهنی در عرش بوی سینه‌ی زهراست
صوت حزین مادر او سوز و آهم داد

گفتم کجا این پیرُهن را غارتش کردند 
ماه محرم را بین قتلگاهم داد 
****
گر چه در این خرابه دگر احترام نیست 
شکر خدا ولی خبر از ازدحام نیست 

بوی غذا تمام محل را گرفته است 
اما برای اهل نبوت طعام نیست 

رنگ از رخم پریده حسابی کلافه‌ام
از درد استخوان نفسم بادوام نیست

از هر طرف که پا شده‌ام خورده‌ام زمین
در جسم زیر و رو شده‌ام انسجام نیست

شب تا سحر به یاد لبت گریه کرده‌ام
کام تو چوب خورده و حیاتم به کام نیست

گفته‌ام سلام کاش یکی یادشان دهد
سیلی و تازیانه جواب سلام نیست

من دختر مطهره‌ی آل عصمتم 
شأنم که درک کردن بزم حرام نیست

طوری لگد زدند نمازم شکسته شد 
دیگر توان برای قعود و قیام نیست 

تقصیر لکنت است گذر کن ز دخترت 
مانند قبل اگر با تو هم‌کلام نیست 

آماده‌ی سفر شده‌ام، چون رقیه را 
طاقت برای ماندنِ در بین شام نیست 
****
دخترم گیسوانت شبیه بابا بود
اولین چادرت چه زیبا بود
در بغل کردن تو دعوا بود

پربازدید ترین شعر روضه حاج منصور ارضی محرم و صفر حضرت رقیه (س)

پربازدید ترین شعر روضه محرم و صفر حضرت رقیه (س)

محبوب ترین محرم و صفر حضرت رقیه (س)

محبوب ترین حاج منصور ارضی

نظرات